گلستان سعدی - ۸

شعرهای زیبای کودکانه - گلچینی از بهترین شعرهای بچه گانه - اشعار بسیار زیبای کودکان در سایت کودکان ما

حکایت  

یکی از ملوک خراسان ، محمود سبکتکین را در عالم خواب دید که جمله وجوذ او ریخته بود  و خاک شده بجز چشمان او که همچنان در چشمخانه همی گردید و نظر می کرد. سایر حکما از تاویل این فرو ماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت : هنوز نگران است که ملکش با دگران است.

بسی نامور به زیر زمین دفن کرده اند

کز هستیش به روی زمین یک نشان نماند

وان پیر لاشه را که نمودند زی خاک

خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند

زنده است نام فرخ نوشیروان به خیر

گرچه بسی گذشت که نوشیروان نماند

خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر

زان پیشتر که بانگ برآید فلان نماند

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :