گفتم پدر - محمود کیانوش

شعرهای زیبای کودکانه - گلچینی از بهترین شعرهای بچه گانه - اشعار بسیار زیبای کودکان در سایت کودکان ما

گفتم پدر

گفتم : پدر را دوست دارم

چشمم به سوی آسمان بود

خورشید می خندید و گوشش

بر گفت و گوی آسمان بود

 

شاید صدایم را شنیدند

چون هردوشان ماندند خاموش

شد گفت و گوی شاد آنها

با حرف من گوئی فراموش

 

کرد آسمان با چشم خورشید

در چشمهای من نگاهی

گفتم : مگر ای آسمان من

با حرف خود کردم گناهی؟

 

او گفت : نه ، اما نگاهت

انگار حرف دیگری داشت

ما را چرا می دید کوچک؟

از ما مگر بالاتری داشت؟

 

گفتم : بله در سینه من

مهر پدر صد آسمان است

در چشم من بالاتر از او

تنها خداوند جهان است

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :