چرا کودکان دروغ می گویند؟

چرا کودکان دروغ می گویند؟

معمولاهدف از دروغ گمراه کردن طرف مقابل و يا مشتبه کردن امري بر ديگري است تا در سايه آن بتواند به اهداف خود برسد. اين هدف يا اهداف ممکن است متعدد باشد: از جمله نجات از مجازات،

چرا کودکان دروغ می گویند؟





    يکي از مسائلي مهم تربيتي براي کودکان و خانواده ها دروغگويي کودکان است. اين يکي از مسائلي است که در اغلب خانواده ها مطرح است و پدران و مادران البته نه در دوران خردسالي کودک بلکه از حدود سن تمييز از آن شديدا رنج مي برند. زيرا کارهاي کودک براي پدر و مادر شيرين است اگر چه برخي اوقات همراه با دروغ باشد ولي بچه ها زندگي را براي والدين به همين سادگي دشوار مي سازند. اتفاقا پايه گذاري اين لغزش و خوي ناپسند از همان دوران کودکي است. در روزهاي اول که بنا به علل اجتماعي و احيانا غريزي طفل دروغ مي گويد و راه حيله در پيش مي گيرد والدين با موضع تشويق و خنده و شعف از او استقبال مي کنند. غافل از اينکه همين امر موجب رشد و پرورش اين حالت ناهنجار مي شود. 
    در اين مقاله به برخي از مسائل پيرامون آن مي پردازيم.
    تعريف دروغ:
    دروغ بيان سخن و مطلبي است که مطابق با واقع و حقيقت نيست، بين آنچه که توسط فرد بيان مي شود وآنچه را که درجهان خارج وجود دارد و رابطه و همبستگي طبيعي وجود ندارد.
    کودکان با دروغگويي چه اهدافي را دنبال مي کنند؟
    معمولاهدف از دروغ گمراه کردن طرف مقابل و يا مشتبه کردن امري بر ديگري است تا در سايه آن بتواند به اهداف خود برسد. اين هدف يا اهداف ممکن است متعدد باشد: از جمله نجات از مجازات، کسب منافع مورد نظر، جلب نظر و توجه ديگران به نحوي که در سعادت و خوشبختي او نقش دارند.
    دروغ نشانه چيست؟
    دروغ چه در کودک و چه در بزرگسال حاکي از وجود يک ناامني و يک اغتشاش در درون وجود است. نشان مي دهد که فرد در وضعي نامطمئن و ناامن قرار دارد به طوري که شخصيت و موقعيت او در خطر است و تنها از راه دروغ مي تواند خود را ايمني و رهايي ببخشد.
    آثار دروغگويي در فرد:
    دروغگويي امري غيرفطري است و بر همين اساس نياز به فراگيري دارد. طفل به سادگي نمي تواند دروغ بگويد و به همين نظر درحين دروغگويي مواجه با دشواري ها و اشکالاتي مي شود که آثار آن را در او مي توانيم بيابيم. برخي از اين آثار عبارتند از:
    رنگ پريدگي در صورت، ضربان قلب شديد، لکنت زبان، بيهوده گويي، عدم کنترل بر اعضا، پيدايش آثار شرم در چهره.
    البته اين علائم در افرادي که تازه شروع به دروغگويي کرده اند نمايان تر است، اما به تدريج که فرد به دروغ عادت مي کند، اين آثار در او از ميان مي رود ، آنچنان که در مواردي حتي قادر است مظلوم نمايي کند و در حين دروغگويي،اگر لازم هم باشد و در نهايت چند سوگند دروغ هم بخورد.
    عوامل و انگيزه هاي دروغ:
    حال نوبت اين مسئله است که بدانيم چه عوامل و انگيزه هايي در فرد سبب پديد آمدن دروغ مي شود.
    برخي از اين عوامل عبارتند از:
    1 - ترس از مجازات:
    طفل و حتي فرد بزرگسال دروغ مي گويد به اين دليل که از مجازات مي ترسد و اگر راست بگويد از مکافات امري که مرتکب شده ايمني ندارد. همانند اينکه کودک ظرفي را شکسته يا پولي را از جايي برداشته است و يا اين که در اثر بازي تکليفش را انجام نداده و ... و براي فرار از تنبيه و مجازات به دروغ متوسل مي شود.
    2 - احساس فشار:
    گاهي اوقات کودک دروغ مي گويد: زيرا اگرراست مطالب را بگويد از طرف والدين مورد سوال هاي فراوان قرار مي گيرد و با خود فکر مي کند که اين سوالات بي مورد است.
    3 - پوشاندن لغزش:
    کودک همانند ديگران داراي حب ذات است و شخصيت خود را دوست دارد. او ممکن است در مواردي دچار لغزش و خطا شده باشد و مي داند که در اين امر مورد طعنه و سرزنش قرار مي گيرد و شخصيت او به خطر مي افتد. براي پوشاندن گناه و رهايي از خطر سرزنش و تمسخر دروغ مي گويد و آماده مي گردد که بر خلاف واقعيت حرف بزند.
    4 - آرزو و اميد:
    در برخي اوقات دروغ نشان دهنده اميد و آرزوي اوست مانند اينکه او آرزو دارد که از فلان جوي بپرد و عبور کند همان آرزو را به صورت تحقق يافته مطرح نمايد.
    در واقع کودکان چيزهايي را مطرح مي کنند که فعلادر اختيارشان نيست اما آرزوي آن کار را دارند.
    5- تشويق غلط:
    گاهي اوقات کودکي را مي بينيم که به علت شيرين زباني دوران خردسالي دروغي را که از کسي ياد گرفته با زبان کودکانه اش در حضور پدر و مادر مي گويد ولي آنها بدون توجه به عواقب آن شروع به بوسيدن او مي کنند. طفل بي خبر از همه مسائل از اين پذيرش شاد شده و به ادامه راهش خواهد پرداخت.
    راه هاي مقابله با دروغگويي:
    در طريق درمان کودک و يا فردي که به دروغگويي گرفتار است، اقدامات و فنوني را مي توان به کار برد که در جمع اميدي به اصلاح کودک باشد.
    اما آن طريق و فنون:
    1 - شناخت علل:
    اين مسئله اي است که در درمان ها خواه جسمي و خواه رواني بايد مورد نظر باشد. بايد بدانيم چرا کودک دروغ مي گويد؟ چه انگيزه هايي باعث شده او دروغ بگويد و هدفش از دروغگويي چيست؟
    البته دروغ هاي ساده ناشي از اغراق گويي در کودکان به سادگي قابل کشف است ولي آنگاه که او دروغ بزرگي گفته و مسئله فوق العاده اي را با دروغ مطرح کرده است جاي تامل و دقت بيشتري خواهد بود.
    2 - دادن آگاهي:
    پس از شناخت علت يا علل دروغگويي بايد به کودکان آگاهي و آموزش لازم را داد تا بتواند خود را اصلاح کند.
    3 - عفو و بخشش:
    در خانه و زندگي ضروري است براي وا داشتن کودک به راستگويي در برخي اوقات آنها را ببخشيم همانند اين که اگر پايش به گلدان خورد و شکست مي توان آن را ناديده گرفت، البته در زماني که اين اشتباه در صورت تذکرات فراوان تکرار نشده باشد.
    4 - هشدار به کودک:
    ما بايد سعي کنيم به کودک تفهيم کنيم که راه او راهي درست و به صواب نيست. سرانجام و عاقبت خوبي ندارد. البته بايد بيان اين موارد به صورتي باشد که براي کودک قابل فهم باشد . همانند اين که به او بگوييد: اين روش تو را پدر و مادر دوست ندارند!
    منابع:
    1 - فنون تربيت کودک ، شفيع آبادي، تهران ، 1358
    2 - آئين تربيت، ابراهيم اميني، قم ، 1358
    3 - تربيت کودک از ديدگاه اسلام، مجيد رشيدپور، قم 
    4 - پرورش مذهبي واخلاقي کودکان ، علي قايمي تهران ،1363 
     

 روزنامه رسالت، شماره 6193 به تاريخ 21/4/86، صفحه 19 (بانو) 

نظرات بییندگان :