چرا شیعیان مهر میگذارند

چرا شیعیان مهر میگذارند

مهر نزد شيعه موضوعيت ندارد؛ بلكه ملاك همان سجده بر خاك است و مهر وسيله‏اى است كه سجده بر خاك را در هر جا و هر مكان سهل و آسان مى‏سازد....

سئوال : چرا شيعيان بر مهر سجده مي گذارند؟ 

چرا شیعیان مهر میگذارند



علت سجده شیعیان بر مهر

 پاسخ:

علت استفاده از مهر اين است كه: اولاً: بنا بر روايات بسيارى - كه شيعه و سنى نقل نموده‏اند - پيامبر(ص) بر خاك سجده مى‏كردند و در تابستان كه بر اثر هواى عربستان خاك و ماسه‏هاى كف مسجد النبى(ص) بسيار گرم و سوزان مى‏شد، بر حصير سجده مى‏كردند.

ثانيا: عبادت توقيفى است و در اجزا و شرايط آن بايد براساس قول و فعل شارع عمل كرد؛ چنان كه خود پيامبر(ص) نيز فرموده‏اند: «صلّوا كما رأيتمونى اصلى؛ آن سان كه مى‏بينيد من نماز مى‏خوانم، شما نيز نماز بخوانيد». بنابراين از نظر فقهى بر غير آنچه كه پيامبر(ص) بر آن سجده كرده‏اند، سجده جايز نيست.

ثالثا: اساس سجده بريدن از دنيا و متعلقات آن و خضوع و خشوع كامل در پيشگاه خدا است و در روايت است كه انسان به خوردنى‏ها و پوشيدنى‏هاى خود تعلق بسيار دارد. پس بر اين گونه امور سجده روا نيست و جبهه برخاك ساييدن بيشترين كرنش و تواضع و دورى جستن از تعيّنات و تعلقات را در پى دارد.

رابعا: مهر نزد شيعه موضوعيت ندارد؛ بلكه ملاك همان سجده بر خاك است و مهر وسيله‏اى است كه سجده بر خاك را در هر جا و هر مكان سهل و آسان مى‏سازد.

خامسا: عالمان برجسته و عارفان اهل سنت نيز سجده بر خاك را تأكيد كرده‏اند؛ هم‏چنان كه امام ‏محمد غزالى در كتاب «احياءالعلوم» بر اين مسأله انگشت نهاده است. بنابراين مخالفت برخى از اهل سنت با اين مسأله، از روى ناآگاهى و تعصبات جاهلانه است و از نظر منابع فقهى و عالمان برجسته اهل سنت نيز سجده بر خاك افضل است و اگر اشكالى هست در اين است كه چرا برخلاف سنت پيامبر(ص) اهل سنت بر هر چيزى حتى فرش و... سجده مى‏كنند.

سادسا: شرك آن است كه سجده براى غير خدا باشد ولى شيعيان بر خالق سجده مى‏كنند، نه براى خاك. به عبارت ديگر شرك آن است كه غيرخدا «مسجود» واقع شود نه مسجد (محل سجده) و مهر و خاك مسجد است، نه مسجود. برخلاف حركت بت ‏پرستان كه بت‏ها را مسجود قرار داده و در پيشگاه آنها كرنش و تواضع مى‏نمودند. علاوه اين که اگر سجده بر مهر شرک است پس سجده اهل تسنن بر فرش و سجاده هم شرک است.

توضيح: اين كه سجده از جمله كارهايى است كه بالاترين حد خضوع و فروتنى انسان در مقابل كس يا چيزى را نشان مى‏دهد. استدلال بت پرستان براى توجيه سجده‏شان در مقابل بتها اين بود كه چون خداى خالق جهان ديده نمى‏شودنمى‏توان او را عبادت نمود، پس بايد بتهايى را كه ديدنى و محسوس هستند پرستش كرد و به همين جهت در مقابل بتها كرنش و سجده مى‏كردند و به آنها كه ساخته دست خودشان بودند احترام مى‏گذارند. ولى تفكر شيعه آن است كه تنها وجود شايسته عبادت خداوند يكتا است، او اگر چه ديده نمى‏شود و كنه ذات او در محدوده فهم و درك محدود انسان نمى‏گنجد، ولى عبادت او امرى ممكن است و خودش كيفيت اين عبادت را آموخته و بايد او را به همان نحوى كه فرموده است عبادت كرد. سجده بر خاك و ساييدن پيشانى بر آن كه نشانى از پايين‏ترين چيزهاست علامت نهايت ذلت و كوچكى انسان و اعتراف به عظمت خالق است (سبحان ربى الاعلى و بحمده) و تفاوت اين عمل و فكر بت پرستان از زمين تا آسمان است.


سجده بر مهر 
روايات سجده در منابع اهل سنت:

روايات موجود در منابع اهل سنت را مى‏توان به چند دسته تقسيم كرد:

1- رواياتى كه فقط سجده بر زمين را بيان كرده است: مانند حديث نبوى: «زمين براى من محل سجده و تيمم قرار داده شد»، (صحيح بخارى، ج 1، ص 92 ، كتاب التيمم، ح 2). اين روايت كه عينا در منابع شيعى نيز موجود است، (وسائل‏ الشيعه، كتاب الصلوة، ابواب ما يسجد عليه، الباب 1، ح 8). دلالت بر منحصر بودن محل سجده در زمين ندارد.

2- رواياتى كه زمين را به صورت انحصارى محل سجده مى‏دارد. مانند حديث خباب بن الارت كه گفت: «نزد پيامبر شكايت كرديم كه شدت گرماى شن‏ها پيشانى و دست‏هايمان را مى‏سوزاند ولى آن حضرت شكايت ما را نپذيرفت»، (بيهقى، السنن الكبرى، ج 2، ص 104، باب الكشف عن الجبهه فى السجود).

ابن اثير در شرح اين روايت مى‏گويد يعنى پيامبر اجازه نداد بر گوشه لباس خود سجده كنند، (ابن اثير، النهايه، ج 2، ص 497، ماده «شكى»). در روايت ديگرى جابر بن عبدالله انصارى گفت: با پيامبر نماز ظهر را مى‏خوانديم، به دليل شدت گرما يك مشت سنگ‏ريزه برمى‏داشتيم و از اين دست به آن دست مى‏داديم تا خنك شود و بتوانيم بر آن سجده كنيم»، (مسند احمد، ج 3، ص 337).

بيهقى در ذيل اين روايت از شيخ مى‏گويد: اگر سجده بر لباس متصل به بدن جايز بود از خنك كردن سنگ‏ريزه در دستان آسان‏تر بود»، (بيهقى، السنن الكبرى، ج 2، ص 105). از اين دو روايت و ده‏ها روایت دیگر استفاده مى‏شود كه حتى در حالت ضرورت نيز بر لباس سجده نشده است.

3- رواياتى كه سجده بر روئيدنى را نيز جايز مى‏داند مانند حديث ابن عباس كه گفت: «پيامبر اكرم بر «خمره» سجده مى‏كرد»، (مسند احمد، ج 1، ص 369، 303، 309 و 358). ابن حجر عقلانى در انتهاى بحث حيض مى‏گويد: «خمره با ضم خاء و سكون ميم است و طبرى مى‏گويد آن سجاده كوچكى است كه از برگ درخت خرما بافته مى‏شود اندازه آن به قدرى است كه صورت و دست روى آن قرار گيرد و اگر بزرگ‏تر باشد ديگر به آن حصير مى‏گويند و نخ‏هاى آن نيز مستور و پوشيده است، (ابن حجر العقلانى، فتح‏البارى، ج 1، ص 430).

از اين روايت دو مطلب استفاده مى‏شود: اول اين كه: سجده پيامبر بر غيرزمين، بر گياه غيرمأكول و ملبوس بوده به ويژه اين كه در نهايت گفته است كه نخ‏هاى خمره پوشيده و مستور است. يعنى فقط گياه آن نمايان است.

دوم اين كه: پيامبر اكرم(ص) براى سجده خود يك شى‏ء خاص داشت. از روايت ميمونه همسر آن حضرت نيز استفاده مى‏شود كه هرگاه پيامبر در خانه نماز مى‏خواند بر خمره سجده مى‏كرد (زمين مسجد ماسه نرم بود ولى زمين خانه پيامبر فرش بود).

4- رواياتى كه سجده بر لباس را در حال ضرورت اجازه داده است مانندحديث انس بن مالك: «با پيامبر نماز مى‏خوانديم اگر يكى از ما نمى‏توانست به دليل شدت گرما پيشانى خود را بر زمين بگذارد بر لباس خود سجده مى‏كرد»، (انس بن مالك همين روايت را به چند مضمون بيان كرده است. صحيح بخارى، ج 1، ص 188، ح 542 و نيز ص 373، ح 1208).

از اين روايت و چند روايت ديگر به همين مضمون استفاده مى‏شود كه سجده بر لباس در حال ضرورت جايز است.

5- روايتى كه در آن سجده بر گوشه عمامه به صورت مطلق آمده نه فقط در حال ضرورت. ابوهريره مى‏گويد: «پيامبر بر گوشه عمامه‏اش سجده مى‏كرد»، (المتقى الهندى، كنزالعمال، ج 8، ص 130، رقم 22238).

اين روايت اولاً با احاديث ديگرى كه عادت پيامبر را در سجده بيان مى‏كند معارض است: «پيامبر وقتى سجده مى‏كرد عمامه را از پيشانى بالا مى‏زد»، (ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج 1، ص 151) و به ديگران نيز همين را ياد مى‏داد: پيامبر كسى را ديد كه بر گوشه عمامه‏اش سجده مى‏كند و به او اشاره كرد و پيشانى را نشان داد، او عمامه را از پيشانى بالا زد»، (بيهقى، السنن الكبرى، ج 2، ص 105) و ثانيا سند آن نيز طبق نقل اهل سنت صحيح نيست، (همان).

6- رواياتى كه سيره صحابه را در سجده بيان مى‏كند عبدالكريم ابى اميه گفت «رفتار دائمى ابوبكر نسبت به سجده در حال نماز اين بود كه يا بر زمين نماز مى‏خواند و يا در حال سجده، پيشانى را (اگر روى فرش يا مانند آن قرار مى‏گرفت) به سوى زمين مى‏كشيد»، (متقى هندى، كنزل العمال، مؤسسه الرساله، بيروت، ج 8، ص 128، روايت 2222، باب السجود و مايتعلق به).

از عمر بن خطاب نقل شده است كه گفت «اگر كسى به دليل سرما يا گرما نمى‏تواند بر زمين سجده كند بر لباسش سجده كند» (يعنى در حال ضرورت)، (همان، روايت 2225).

از على ‏ابن ابيطالب(ع) نقل شده است كه فرمود: هنگامى كه كسى نماز مى‏خواند عمامه را از پيشانى كنار بزند»، (بيهقى، السنن الكبرى، ج 2، ص 105). نافع مى‏گويد: ابن عمر زمانى كه سجده مى‏كرد و عمامه داشت آن را كنار مى‏زد تا پيشانيش بر زمين قرار گيرد، (همان).

حال اين سؤال مطرح مى‏شود كه چرا وقتى در منابع روايى اهل سنت هيچ دليل معتبرى وجود ندارد كه سجده بر فرش و پارچه وامثال آن را در غير حال ضرورت اثبات كند جبرا اولاً آنان در غير حال ضرورت بر فرش سجده مى‏كنند و ثانيا چرا وهابيت سجده شيعه بر مهر را قطعه‏اى از خاك است شرك يا بدعت مى‏دانند.

سؤال اول - چرا اهل سنت در غير حال ضرورت بر فرش سجده مى‏كنند؟

1- برخى كثرت و تصريح روايات سجده مباشر بر ارض را نديده مى‏گيرند و مى‏گويند هيچ فرقى بين پيشانى و ديگر اعضاى هفت‏گانه سجده نيست پس مى‏تواند مانعى بين پيشانى و زمين باشد.

ابن حزم مى‏گويد هيچ فرقى بين پيشانى و ديگر اعضاء نيست نه در قرآن نه در روايات صحيح و حتى نه در روايات ضعيف نه در اجماع و نه در قياس و نه در قول يك صحابى و نه در قول هر شخص ديگرى، (ابن حزم، المحلى، دارالجيل، ج 4، ص 83، مسأله 439). يعنى واقعا او هيچ فرقى بين پيشانى و ديگر اعضاء در روايات و اقوال صحابه نديده است؟!!

2- برخى مى‏گويند سجده بر فرش سجده بر زمين است. يعنى مراد از ارض در روايات هر آن چيزى است كه انسان روى آن قرار دارد چه خاك و سنگ باشد و چه فرش، (تعليقه شيخ على محمد معوض بر كتاب بداية‏المجتهد و نهاية المقتصد از قرطبى، دارالكتب العلميه، ج 2، ص 195، باب حكم الصلوة على غير الارض. قرطبى خودش مى‏گويد صحت نماز بر زمين و روييدنى اتفاقى است و بر غير آن اختلافى و مكروه است و اين مذهب مالك بن انس است).

قائلين به اين سخن آن را در شرح حديث نبوى «زمين براى من محل سجده و تيمم قرار گرفت» آورده‏اند ولى اين سخن با ظاهر روايت ناسازگار است زيرا تيمم بر فرش بنا بر هيچ مذهبى صحيح نيست، پس يقينا مراد از ارض هر چيزى كه انسان روى آن ايستاده نيست. گذشته از اين كه از روايات سجده در گرما و سرما و آنچه از سجده ابوبكر گفته شد و كنار زدن عمامه از سر، همه نشان از لزوم مباشرت پيشانى با زمين است به خلاف ديگر اعضا.

سؤال دوم - سجده بر مهر شرك است؟

اتهام شرك به يكى از دو وجه است. الف) شيعه تراب را مى‏پرستند در حالى كه بايد فقط خدا را پرستيد. در اينجا خلط ميان دو مفهوم «مسجود له» و «مسجود عليه» شده است. اگر شيعه تراب را مسجود له قرار مى‏داد يعنى براى خاك سجده مى‏كرد مشرك بود اما اگر براى خداى يكتا سجده كند اما محل سجده خود را به امر الهى ارض قرار دهد، عين اطاعت و توحيد است.

ب ) شيعه براى تراب يك اثر مستقلى در برابر قدرت خداوند قايل است، يعنى براى تراب قدرتى الهى قايل است. اين اشكال بيشتر درباره تربت حسينى مطرح شده است. اما اين نسبت به شيعه درست نيست زيرا شيعه براى هيچ كس و هيچ چيزى قدرت الهى مستقلى قائل نيست. اين كه شيعه سجده بر تربت حسينى را ترجيح مى‏دهد به چند دليل است:

الف) امام صادق فرمود: حضرت زهرا(س) از تربت حمزه سيدالشهدا  تسبيحى درست كرد و با آن ذكر مى‏گفت و مردم نيز بر او تأسى كردند وقتى امام حسين(ع) سيدالشهدا شهيد شد آن فضيلت بر تربيت امام حسين نيز داده شد، (مستدرك الوسائل، النورى، مؤسسه آل البيت، ج 4، ص 12، باب استحباب السجود على تربة‏الحسين(ع) او لوح منها و اتخاذ السبحة منها).

اين روايت گرچه درباره تسبيح است نه لوحى كه بر آن سجده مى‏كنند اما مى‏تواند شبهه شرك را پاسخ بگويد.

ب ) سجده بر تربت حسينى به دليل ادله خاصى كه در اين زمينه وارد شده است ترجيح داده مى‏شود و اگر روايت خاصى در اين ترجيح وارد نشده بود شيعه هرگز فتوا به استحباب آن نمى‏داد.

ديلمى در ارشاد مى‏گويد: «كان الصادق لايسجد الا على تربة‏الحسين(ع) تذللاً لله و استكانة اليه»؛ (الوضوء والسجود فى الكتاب والسنه، عرفانيان اليزدى الخراسانى، ميرزا غلامرضا، ص 64، چاپخانه علميه قم، 1414 ه.ق).

عن معاوية بن عمار قال: «كان لابى عبدالله(ع) خريطة ديباج صفراء فيها تربة ابى عبدالله(ع) فكان اذا حضرته الصلاة صبه على سجادته و سجد عليه ثم قال(ع) «ان السجود على تربة ابى عبدالله(ع) يخرق الحجب السبع»، ؛(همان).

سؤال سوم - سجده بر لوح بدعت است و بدعت حرام است. اين اشكال اختصاص به سجده بر تربت امام حسين ندارد؟

بدعت در دين دو ركن دارد، (البدعة، السبحانى، الشيخ جعفر، مؤسسه الامام الصادق(ع)، ص 31).

اول: تصرف در دين چه در عقيده چه در حكم، به زيادة يا نقصان و دعوت به آن.

دوم: هيچ دليلى در شرع بر آن وجود نداشته است.

در حالى كه در مسأله سجده بر لوح نه از موارد مطلب اول است و نه دوم؛ يعنى اولاً سجده بر لوح جزء دين است و ثانيا ادله فراوانى بر آن وجود دارد.

1- لوح خاكى است كه نمازگزار براى سجده خود انتخاب مى‏كند و تمام ادله‏اى كه سجده بر ارض را اجازه مى‏دهد، بر سجده بر لوح صحه مى‏گذارد.

2- دليل اين كه شيعه بر لوح نماز مى‏گذارد اين است كه امروزه همه مساجد مفروش است و سجده بر فرش تشريع نشده است، لذا لوحى از ارض تهيه مى‏كند كه اولاً ارض بر آن صدق كندو ثانيا پاك و تميز باشد.

3- رسول الله(ص) وقتى روى فرش نماز مى‏خواندند خمره‏اى از خرما تهيه كرده بودند كه براى سجده از آن استفاده مى‏كردند. كه روايات آن ذكر شد.

4- در روايتى كه از امام صادق(ع) درباره سجده بر تربت امام حسين(ع) آمده جواز اين عمل ذكر شده است.

5- ابن سعد در طبقات الكبرى در احوال مسروق بن اجدع مى‏گويد: «كان مسروق اذا خرج يخرج بلبنة يسجد عليها فى السفينه»؛ (الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 6، ص 79، دار صادر بيروت، 1377 ه.ق) مسروق بن اجدع فقيه مدينه و از شاگردان خلفاى راشدين بود.

6- زرين مى‏گويد: «كتب الىّ على بن عبدالله بن عباس رضى الله عنه ان ابعث الى بلوح من احجار المروة اسجد عليه»؛ (اخبار مكه (ازرقى) ج 3، ص 151 به نقل از سجده بر تربت، سيدرضا حسينى نسب، انتشارات مؤسسه سيدالشهداء قم، 1369). على بن عبدالله بن عباس به من نوشت كه لوحى از سنگ‏هاى مروه برايم بياور تا بر آن سجده كنم.

از اين ادله معلوم مى‏شود كه سجده بر لوح بدعت نيست بلكه می‏توان گفت با توجه به ادله‏اى كه در باب سجده بر زمين و گياه ذكر شد، سجده بر غير اينها، در غير حالت اضطرار، باطل و بدعت است و از آنجا كه امروز وهابيت عربستان سجده بر غير ارض را تبليغ مى‏كند آنان بدعت‏گزار محسوب مى‏شوند.

منبع : سایت معظم له

 
نظرات بییندگان :