چرا خداوند انسان را آفرید

چرا خداوند انسان را آفرید

هیچ کار خدا بی مصلحت وبدون هدف نیست زیرا او از کار لغو و بی هوده پاک است ولیکن برخی از مصالح خلقت برای ما بیان شده و برخی پنهان است...

چرا خداوند انسان را آفرید

چرا خداوند انسان را آفرید

چرا خدا انسان را آفرید؟
پاسخ : اين پرسش به دو صورت مطرح مي شود: 1. فلسفه و هدف آفرينش انسان چيست ؟
2.گاه برخي افراد در برابر سختي هاي زندگي به صورت اعتراض مي گويند چرا خدا انسان را آفريد؟
در باره صورت اول ، این پرسش تنها در باره انسان مطرح نمی شود بلکه موجودات دیگر را نیز شامل می شود. چرا خدای بزرگ حیوانات ، حشرات و دیگر موجودات را آفرید؟ روشن است که خداي بزرگ در خلقت آنها مصالحي ديده است زيرا براساس اعتقاد به نظام توحیدی، خدای بزرگ دانای به تمام هستی و حکیم و عادل  خلقت است ، هیچ کار خدا بی مصلحت وبدون هدف نیست  زیرا او از کار لغو و بی هوده پاک است ولیکن برخی از مصالح خلقت برای ما بیان شده و برخی پنهان است.
يراي روشن شدن هدف و فلسفه آفرینش با استفاده از آیات قرآن می توان چند نکته را بیان نمود :
1.  از نگاه انسان موحد ، نظام موجود عالم بهترین نظام است  و هرمخلوق آن به جای خویش نیکو است : فتبارک الله احسن الخالقین )  خدا ی متعال می توانست  خلقت دیگری با کیفیت دیگر بیافریند ،اما سنت الهی بر آفرینش با کیفیتي که هم اکنون  موجود است تعلق گرفته است .
2.  آفرینش انسان و سایر موجودات براساس صفات جود و بحشندگی و علم و حکمت پدید آمده است  چون خدا جواد است ويژگي جواد برعکس بخيل بخشش و اعطا کردن است .جود او موجب آفرینش مخلوقات و سپس بیان راه کمال گردید  تا این موجودی که براساس جود الهی آفریده شده به هدف غایی خود که خدااست برسد.
3.  خدای بزرگ از هرچیزی بی نیاز است او غنی و بی نیاز مطلق است ، انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید) موجودات نیاز به خدا دارند و او از مخلوقات بی نیاز می باشد از این رو خدا نه به موجودات نیاز دارد و نه به عبادت و تسبیح و تهلیل آن ها .
4. هدف از خلقت انسان به این عالم محدود نمی شود بلکه عالم پس از مرگ نیز مورد نظر بوده است از این رو باید در خلقت انسان هدفی وجود داشته باشد که فراتراز عالم دنیا باشد.بنابراین آمال و آرزها ی دنیوی  هرگز نمی تواند هدف  خلقت باشد بلکه هدف ، خدا ، شناخت خدا و  قرب به او است  از این رو از نظر قرآن و روایات هدف از خلقت انسان در چند چیزبیان شده است که برخی مقدمه برای هدف بالاتر می باشد  :
 الف ) اقامه عدل و قسط: لیقوم الناس بالقسط.
ب ) عبادت : وماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون. در آیه دیگرمی فرماید: ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم( بقره : 51)  
ج) تزکیه  و تعلیم وحی و حکمت: و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه. در آیه دیگر می فرماید:قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها. در سوره آل عمران :79 می فرماید: کونوا ربانیین بما کنتم تدرسون.
د)  دست یابی به حیات طیبه: من عمل صالخا من ذکر او انثی من ذکر او انثی فلنحیینهم حیاه طیبه.  
ه) لقای الهی، ثواب و عقاب ، ورود به بهشت و جهنم:   ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم جنات تجری من تحتها الانهار. در سوره انعام : 127 می فرماید:  لهم دار السلام عند ربهم
5 . برای درک هدف آفرینش ،باید خدا را شناخت و رابطه بااو را زیاد کرد و ازاین ارتباط  لذت برد . تا انسان  به حقیقت عبادت و لذت بردن از آن  نرسد  نمی تواند به هدف آفرینش برسد و آن را به خوبی درک کند. در عین حال می توان از نظر مفهومی هدف را بیان نمود.
بنابراين با توجه به این که نظام عالم بهترین نظام است و یکی از موجودات بلکه بهترین موجود عالم خلقت انسان است واین موجود در عین آن که افضل موجودات است ، ضعیف می باشد : خلق الانسان ضعیفا) این ضعف و ناتوانی حکمتی دارد که در هدف خلقت نقش اساسی دارد. انسان  ضمن برخورداری از نیروی عقل ، فقیر و نیازمند آفریده شده است . خدای بزرگ انسان را بگونه ای آفریده که از یک سو فقیر و نیازمند است و از یک سو با استفاده از نیروی عقل و وحی ضعف خود را برطرف می کند .  تمام عالم در اختیار او قرار گرفته تا با استفاده از نیروی عقل و وحی به تسخیر آن به پردازد. انسان در راستای پیش رفت خود آزاد آفریده شده است  تا با امتحان و آزمایش به هدف خلقت که دست یابی به کمال و قرب الهی است  دست پیدا کند . بدين جهت هدف از خلقت،  تلاش در جهت دست یابی به کمالات علمی و معنوی، تخلق به اوصاف خدا و در یک جمله نزدیک شدن و تقرب به خدااست که تمامی هدف در این جا نهفته است  بلکه تمام عالم ، آدم و خاتم ، قرآن وعقل برای رسیدن انسان به این هدف، آفریده شده است .
اما صورت دوم که چرا خدا انسان را آفریده تا به تزکیه ، عبادت و عدالت به پردازند؟ اين سوال به صورت اعتراض مطرح مي شود. پاسخ این است که ما یکی از موجوداتی هستیم که خدا در کنار سایر موجودات آفریده است ، ما عبد  و خدا مولی است  ، او خالق است و ما مخلوق  و هیچ گونه اختیاری در آفرینش  نداریم ازاين رو نمي توانيم بگوييم که ما دوست نداشتيم آفريده شويم زيرا ما از گذشته و آينده خود و ساير انسان ها هيچ آگاهي نداريم، افزون براين که خواسته و يا نخواستن ما از روي ناآگاهي و يا هواي نفس است پس خواسته ما براي خدا نمي تواند ملاک در عدم خلقت باشد. خدايي که عالم و عادل است  و او مولي و آفريننده و صاحب اختيار مي باشد ما را بر اساس مصالحي آفريده است  و از سویی سنت الهی  براساس صفت جود و حکمت ، بر خلقت عالم تعلق گرفته است  خدای متعال در آفرینش هر یک از موجودات  هدف داشته است که برای خود موجودات مفید است و این سنت الهی است

نظرات بییندگان :