چرا ابوبکر خلیفه شد

چرا ابوبکر خلیفه شد

پس از اجتماع اهل سقیفه مقرر گردید که ابوبکر که از همه مسن تر است به خلافت برسد و این در حالی بود که پدر ابوبکر یعنی ابو قحافه هنوز در قید حیات بود و بعد از خلافت ابوبکر ، پدرش به او نامه ای نوشت

چرا ابوبکر خلیفه شد

چرا ابوبکر خلیفه شد

پش از رحلت حضرت رسول اکرم (ص) حضرت امیر المونین علی (ع) حسب وصیت و درخواست حضرت رسول به کفن و دفن پیامبر مشغول گردیدند در حین انجام مراسم خاک سپاری ابوبکر به اتفاق چند تن از نزدیکان خویش من جمله عمر به محلی به نام سقیفه رفتند تا برای مسلمانان تعیین تکلیف کنند . و کاری کنند که مسلمانان بدون رهبر نباشند در حالیکه شیعه معتقد است که انتخاب ولی و جانشین باید حتما از سمت خدا صورت پذیرد و خداوند بارها به پیامبر (ص) امر فرموده بود که همانطور که سایر پیامبران الهی دارای جانشین بودند تو نیز باید جانشینی برای خود داشته باشی مثلا جانشین حضرت موسی ، حضرت هارون بود این در حالی است که اهل سنت بر این باورند که باید خلیفه را مردم تعیین کنند و نه خداوند  اما خلیف دوم یعنی امر قبل از مرگ خود عثمان را بدون مشورت با مردم انتخاب نمود.

پس از اجتماع اهل سقیفه مقرر گردید که ابوبکر که از همه مسن تر است به خلافت برسد و این در حالی بود که پدر ابوبکر یعنی ابو قحافه هنوز در قید حیات بود و بعد از خلافت ابوبکر ، پدرش به او نامه ای نوشت که اگر خلافت به سن و سال بود که من که پدر تو هستم برای خلافت شایسته تر هستم  .(این نامه در کتابهای اهل سنت به تواتر نقل شده است که ذیلا بدان اشاره میکنیم)

وقتي ابوبکر را خليفه کردند در طائف بود. به اتفاق مورخين شيعه و سني ابوبکر در آن هنگام به پدر خود نوشت: 
اين نامه اي است از خليفه رسول خدا ابوبکر. بدان که مردم من را به جهت زيادي و بزرگي سن ! به خلافت انتخاب کردند. تو نيز با قوم من موافقت کن و با من بيعت کن که امروز من خليفه خدايم ! و هرچه زودتر بيايي براي تو به بهتر است.

ابي قحافه پدر ابوبکر نوشت:
تو خود را خليفه رسول خدا معرفي کرده اي و بعد از آن نوشته اي که مردم من را به به جهت زيادي و بزرگي سن به خلافت انتخاب کردند و به همين دليل من خليفه خدايم ! ولي (اشتباه مي کني) تو خليفه مردم هستي، نه خليفه رسول الله! و نه خليفه خدا ! (زيرا مردم تو را انتخاب کردند نه خدا و رسول ص)
و اگر تو را به جهت زيادي سن خليفه کرده اند. سن من از تو بيشتر است. پس بايد من را خليفه کنند و تو بر خلاف قول خداوند بر پدر خود و بر خلق خليفه شده اي. تو خود مي داني که اين امر (خلافت) حق کس ديگري مي باشد. اگر حق را به صاحب حق (که علي بن ابيطالب ع است) واگذاري، براي تو بهتر است. براي اينکه تو از عهده خلافت بر نمي آيي. و نامه اي که نوشته اي بسيار احمقانه است. اگر تو به برکت رسول الله به امر خلافت رسيده اي بدان اهل بيتش به آن سزاوارترند و اگر به خاطر شرف به خلافت رسيده اي من از تو شريف ترم. 
والسلام.
بعد از آن که ابابکر نامه پدرش را خواند، از پدر آزده شد. و آن نامه را با آتش سوزاند. 

این روایت در بسیاری از کتابهای اهل سنت من جمله تفسیر نهج البلاغه که نویسنده آن اهل سنت است (ابن ابی الحدید) آورده شده است

) انيس الموحدين، محمد مهدي نراقي ص 148.

نظرات بییندگان :