چرا آدمها دروغ می گویند؟

چرا آدمها دروغ می گویند؟

. در تعجبی كه اين بچه چطور می تواند مثل آب خوردن دروغ بگويد. مانده ای كه اين كار را از كجا اين قدر ماهرانه آموخته است كه بدون ذره ای انكار يا ترس، دروغ هايش را راست می انگارد و به تو می گويد

چرا بچه ها دروغ می گویند

چرا بچه ها دروغ می گویند

چرا بعضی از کودکان دروغ می‌گویند؟

دروغگویی نیز مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی ، خالی از علت نیست. عامل و انگیزه‌ها هستند که کودکان را در مسیر انحرافات قرار می‌دهند و یا برای سال‌های بعد و انحرافات عارضی در آنان ، زمینه‌سازی می‌کنند. بعضی از والدین با امتناع یکی دو تا از غرایز خیال می‌کنند که کار تمام شده و از سایر مسائل غریزی کودکان غافل می‌مانند.
در صورتی که اگر بخواهیم کودکان خود را با شخصیتی مثبت و عالی به بار آوریم، باید همه استعدادهای مثبت آنان را پرورش داده و ضمن ایجاد هماهنگی بین استعدادهای مثبت ، استعدادهای منفی را تضعیف و به سرحد انهدام بکشانیم و این کار با امتناع غرایز مثبت آنان از راه صحیح و انهدام یا هدایت غرایز منفی امکان پذیر می‌باشد. با غرایز چهارگونه رفتار می‌توانیم داشته باشیم. اقناع غریزه در حد امکان و به صورت معمولی ، سرکوب غریزه ، تعریف غریزه و تصعید غریزه. حال ببینیم که با کودکان خود چه کرده‌ایم؟ آیا به راستی صالح و قادر بوده‌ایم که غرایز آنان را اقناع یا غرایز سرکوب و تعریف شده‌شان را هدایت و تصعید نماییم؟
آیا به راستی استعدادهای مثبت آنان را پرورش داده‌ایم؟ آیا در مورد انهدام یا اصلاح استعدادهای منفی آنان را پرورش داده‌ایم؟ آیا در مورد انهدام یا اصلاح استعدادهای منفی آنان قدم مثبتی برداشته‌ایم؟ آیا اصولا شناخت صحیح و مهارت لازم را درباره مسائل تربیتی دارا بوده‌ایم یا همه‌اش حرافی بوده و بس؟ آیا پرهیزگار بودن و لقمه حرام نخوردن کافی است؟ همانطوری که در این زمینه چراها زیاد است، آیاها هم نسبتا زیاد می‌باشد.

ناتوانی یکی از علل دروغگویی

دروغگویی مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی علل و انگیزه‌هایی دارد که یکی از آنها ناتوانی می‌باشد. وقتی که شما کودک را ترس مسایل موهوم ، در منزل در حال اسارت و به صورت زندانی نگه داشته اید و آزادیهای او را ندانسته از دستش می‌گیرید و همراه خشونتهایی که از خود بروز می‌دهید او را در احساس عجز و ناتوانی غوطه‌ور می‌سازید ناچار است که از دست شما و ستمکاریهایی که مسبت به وی روا می‌دارید بگریزد و امیال و غرایز خود را به نوعی و به هر نحو ممکن ارضا نماید و برای این کار ناگزیر است که در مقابل شما به دروغ متوسل شود.
مادر می‌گوید با "الف" بازی نکن زیرا "الف" کودک بی‌تربیتی است. اما کودک وقتی از منزل خارج می‌شود و در کوچه "الف" می‌بیند. بنابه نیازهای غریزی و عاطفی ، یا با او صحبت می‌کند. به بازی مشغول می‌شود و بعد که زمان برگشتن به منزل فرا رسید به محض ورود به خانه ، مادر می‌پرسد: در کوچه با چه کسی بازی می‌کردی؟ جواب می دهد با "ج" زیرا اولا دلش می‌خواهد مادر را راضی نگهدارد و خود را حرف شنو نشان دهد. ثانیا دلش نمی‌خواهد که مادر با علم و اطلاع از اصل قضیه به ممانعت خشونت آمیزی دست بزند لذا به حربه‌ای که در نظر او راحت‌ترین و کارآترین حربه‌هاست یعنی به دروغ متوسل می‌شود.

ترس از والدین به عنوان یکی از علل دروغگویی

بعضی از والدین رفتار خشونت بارتری با فرزندان خود دارند. به کوچکترین بهانه آنها را کتک می‌زنند در مقابل دیگران پرخاش و تحقیرشان می‌کنند به خیال اینکه با خشونت و پرخاش و تنبیه و نیش زبان خواهند توانست جلو انحرافات روانی کودک را بگیرند. اینگونه خانواده‌ها علاوه بر اینکه نمی‌توانند کار مثبتی به عنوان کامل بازدارنده از انحرافات در تربیت کودک خود انجام دهند بلکه یا باعث می‌شوند که ترس کودک به تدریج ریخته و کارهای خلاف خود را با جرات و جسارت بیشتری انجام دهد.
یا اینکه والدین را مثل دژخیم چاق به دست بالاتر خود احساس کرده و از ترس آنان بنابه مختصات زمانی و مکانی متوسل به دروغ گردد و کودکی که از ترس و اجبار فرامین والدین را می‌پذیرد و در این فرمان‌پذیری هیچگونه علایق عاطفی از خود بروز نمی‌دهد پایه‌های اخلاقی سست و نااستواری خواهد داشت و در غیاب والدین ، چون دیگر حضور ندارند برخلاف آنچه را که میل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته رفته به طرف فساد اخلاقی که دروغ نیز یکی از آنهاست کشیده شده و به درجات پایین‌تر انسانی نزول پیدا خواهد کرد. بنابراین بهتر است والدین برای انجام کاری که از فرزندشان می‌خواهند قبل از آن که متوسل به جبر و خشونت شوند میل انجام کار را در دل کودک برانگیزانند تا در چنین صورتی لزوم خشونت نیز از بین رود.
کودک به خاطر ترس از کتک خوردن و خشونتهای والدین ، کم‌کم از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس می‌کند و گاه گاه در بعضی از موارد توسل به دروغ می‌گردد زیرا احساس می‌کند که اگر راست بگوید والدین در اثر عصبانیت کتکش خواهند زد چوب اجبار و خشونت را کنار نهید و بگذارید کودکتان با داشتن کمی آزادی عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمی در اجتماع خانوادگی به حساب آورد. دیگر در این صورت لزومی ندارد که او با دروغ گفتن به خانواده خود خیانت کرده باشد.

خودنمایی یکی از علل دروغگویی

بعضی از کودکان به خاطر خودنمایی متوسل به دروغ می‌شوند اینان کودکانی هستند که مورد توجه والدین و اطرافیان قرار نمی‌گیرند، هر کاری می‌کنند کسی ، نیست که مشوقشان باشد و به حسابشان بیاورد و یا لااقل بفهمد که آنان چه کاری می‌کنند و چه می‌گویند و چه می‌خواهند. پدر یا مادر به علت گرفتاری‌های شغلی یا مشکلات خانوادگی کاری به کار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهکار نیست و اطرافیان نیز به خاطر اینکه در کار دیگران مداخله‌ای نکرده باشند و یه به خاطر سایر ملاحظات و محصولات ، کاری کودکان دیگر نداشند.
بالاخره خیال می‌کند که حرفها یا کارهایش مورد پسند والدین یا اطرافیان نیست و به ناچار برای خودنمایی هرچه بیشتر متوسل به دروغ و مغلطه و اغراق شود. گاه دروغگوهای چنان شاخداری می‌گویند که موجب تحریکات منفی عصبی والدین می‌شود و گاه ، کارهایی را به دروغ به خود نسبت می‌دهد که از خود قهرمانی بسازد تا بدین وسیله بتواند توجه اطرافیان را به خود جلب نماید و گاه واقعا دست به کارهای خطرناکی می‌زند که با جثه و سن و سالش جور درنمی‌آید.
آنچه که مسلم است اینها همه به خاطر خودنمایی و جلب توجه والدین و اطرافیانی است که اعتنایی به کودک ندارند بنابراین بهتر است کودکان را محترم بدانیم، به حرفهای آنها هرچند که بیجا و بی‌موقع هم باشد گوش فرا دهیم کارهایی را که هر چند به ظاهر کوچک انجام می‌دهند به دیده تحسین و تکریم بنگریم. مشوقشان باشیم تا بعدها کارهای بزرگتر و بهتری انجام دهند، هر از چندگاه و به مناسبتهای مختلف در پیش دیگران تعریف و تمجید تشویق آمیزی از آنها نیابیم.

زل زده است توی چشم هايت و دارد راست راست، دروغ می گويد. در تعجبی كه اين بچه چطور می تواند مثل آب خوردن دروغ بگويد. مانده ای كه اين كار را از كجا اين قدر ماهرانه آموخته است كه بدون ذره ای انكار يا ترس، دروغ هايش را راست می انگارد و به تو می گويد. شايد بازهم به قول مادربزرگ ها بچه های اين زمانه عالم و آگاه به دنيا آمده اند و... وقتی كه كوچك تر است، يعنی آن سال هايی كه مهدكودك می رود و ٢ يا ٣ ساله است، زياد نگران دروغ گويی هايش نيستی، گاهی هم با خنده ای حرف هايش را تاييد می كنی. اما بزرگ تر كه می شود و به مدرسه كه می رود، تو ديگر نمی توانی تحمل كنی، گاهی هم برای آن كه از دروغ گفتن دورش كنی، كتكش می زنی و از چيزهايی محرومش می كنی، اما آيا راه حل واقعی اين است! آيا بايد او را بترسانی!
يكی از نكات مهم تربيتی كه والدين به آن بايد توجه داشته باشند، جلوگيری از دروغ گويی كودكان است، اين مسئله در اغلب خانواده ها مطرح است. پايه گذاری اين لغزش و خوی ناپسند از همان دوران كودكی است. والديني كه با موضع تشويق و خنده از دروغ گويي هاي كودكشان استقبال مي كنند، غافل اند از اين كه همين امر موجب رشد و پرورش اين حالت نابه هنجار مي شود.

دروغ چيست؟ 
دروغ بيان سخن و مطلبي است كه مطابق با واقع وحقيقت نيست. معمولا كسي كه دروغ مي گويد آگاهانه به تعريف حقيقت مي پردازد و امري را تاييد مي كند كه وجود خارجي ندارد. البته اين امر هميشه براي كودكان صادق نيست. چرا كه بسياري از كودكان خردسال و آن هايي كه در مرز سن تشخيص هستند، گاهي بين تخيل و واقعيت فرقي نمي گذارند و سخني مي گويند كه به نظر ما دروغ است. كودكاني كه آگاهانه دروغ مي گويند، معمولا با زمينه سازي ها و تدابيري از پيش تعيين شده اين كار را انجام مي دهند. در اين دروغ گويي ها، نقشه كشي و حساب مطرح است و كودك آن را به خاطر وصول به هدف و مقصد مورد استفاده قرار مي دهد.

چرا دروغ! 
، معمولا هدف از دروغ گمراه كردن طرف مقابل يا قبولاندن امري به ديگري است تا در سايه آن به هدف و مقصدي كه موردنظر است، برسد. كسي كه دروغ مي گويد معمولا قصد دارد بر اثر آن به اغفال و فريب ديگران بپردازد و آن ها را گول بزند.آن چنان كه واقعيت ها را در نيابند و دست او را تا رسيدن به مقصد بازبگذارند.اين هدف يا اهداف ممكن است متعدد و گوناگون باشد. ازجمله نجات از مجازات، كسب منافع موردنظر، جلب نظر و عنايت ديگران كه به نحوي در زندگي و سعادت او نقشي دارند. آدمي از طريق دروغ گويي موفق مي شود فردي را به گونه اي كه مي تواند برايش خير و سعادت بيافريند، خام كند و او را به خود مومن بسازد و به پيش رود.اين را گفتم كه يادآوري كنم اگر داريم همه چيز را به كودك ربط مي دهيم، بايد ريشه هاي اصلي را در خودمان بيابيم چرا كه كودك از خانواده و اجتماع و از كساني كه در اطرافش هستند، دروغ را مي آموزد. اصل فطرت آفرينش، صدق است و او دروغ را از ديگران ياد مي گيرد. به ياد داشته باشيد كه تحرك ذهن و فرزانگي طبيعي كودك، خيلي زود او را با دروغي كه مي بيند يا مي شنود، مانوس خواهد ساخت. تماس هاي اجتماعي و ديدن صور و اشكال دروغ از ديگران يكي از ديگر عواملي است كه باعث ورزيدگي و كسب مهارت او در اين زمينه مي شود. والدين بايد هوشيار باشند درجهت كنترل گفتار و رفتار خود و برحذر داشتن كودك از دوستان دروغ گو و اجتماع هاي آلوده وفاسد.

شناسايی دروغ 
دروغ چه در كودك و چه در بزرگسال حاكي از وجود ناامني و اغتشاش در درون فرد است و نشان مي دهد كه فرد در وضعيتي نامطمئن و ناامن قرار دارد. اين فرد چون شخصيت و موقعيتش در خطر است، تنها از راه دروغ مي خواهد براي خود ايمني ايجاد كند و از موقعيت ها رهايي بخشد.پريدگي رنگ، ضربان شديد قلب، خشك شدن دهان به گونه اي كه زبان به زحمت در دهان حركت كند، گرفتار شدن به لكنت، آن چنان كه قادر به اداي سخن نيست، بيهوده گويي بدين معني كه حرف هاي بي سر و ته مي زند و پريشان مي گويد، قدرت نداشتن بر كنترل اعضا، نگاه هاي حيرت انگيز و پيدايش آثار شرم در چهره از علايم افرادي است كه دروغ مي گويند. البته اين علايم در افرادي كه به تازگي دروغ گويي را شروع كرده اند نمايان تر است و به تدريج كه فرد به دروغ عادت مي كند، اين آثار در او از ميان مي رود. آن چنان كه در مواردي قادر مي شود، مظلوم نمايي كند و در حال دروغ گويي بگريد و چند سوگند دروغ هم بخورد.كساني كه ضعيف و عصبي و يا هيجاني هستند يا آن هايي كه رشادت و شجاعت لازم و كافي را ندارند و ترسو هستند يا آنان كه قدرت نياز در درونشان نيرومند است و دستيابي به هدف برايشان دشوار است، بيشتر دروغ مي گويند. البته در بين كساني كه تكليف سخت بر آن ها تحميل شده و قدرت تحمل آن را ندارند، ايمانشان ضعيف است واعمال فشار و قدرت زياد و محبت كافي نديده اند و از تربيت كافي و لازم برخوردار نيستند هم دروغ رواج دارد.

دروغ و درمان ها 
چوپان دروغ گويت را دوباره نگاه مي كني؛ او قرار است پدر يا مادر فردا باشد. تمام وجودت را ترس و نگراني فرا گرفته است، دلت نمي خواهد كه بيش از اين او با اين رفتارش باعث سرخوردگي تو باشد و البته ايجاد نبود اطمينان براي خودش. مي خواهي چوپان دروغ گو را درمان كني. براي اين درمان، دوازده گرگ مي توانند به گله بزنند تا او اصلاح شود. دكتر منبتي، جامعه شناس در اين زمينه دوازده راه كار برايمان بر مي شمرد .

١ - شناخت علل: 
بايد بدانيم كه چرا كودك دروغ  مي گويد و چه انگيزه ها و موجباتي او را به دروغ وا داشته است! و هدف او از اين دروغ چيست!

٢ - دادن آگاهي: 
پس از شناخت علت يا علل، زمان دادن آگاهي و اطلاعات لازم است. براي مثال كودكي كه در اثر اشتباه در بيان تخيل و واقعيت دروغي گفته است، بايد بفهمد كه واقعيت چيست و خواب و خيال چيست و به او بفهمانيد كه در بيان آن مسئله دچار اشتباه شده  است. به فردي كه در سن تشخيص است بايد تفهيم شود كه سخني را كه گفته، ناپسند بوده است و مورد قبول و پذيرش پدر و مادر و ديگران نيست و ممكن است روزي اين گونه سخنان زيان و خطر پديد آورند و باعث آبروريزي هايي شوند.

٣- ايجاد محيط سالم: 
محيط خانه و تربيت كودك را از ريا و نيرنگ دور سازيد و آن ها را از دوستان دروغ گو، حتي آن هايي كه گاهي به شوخي دروغ مي گويند دور كنيد. چرا كه كودك است و جنبه نقش پذيري و تقليد دارد.

٤- رعايت انصاف: 
كودك شاهد بي انصافي هاي والدين است. او مي بيند كه پدر يا مادر در اثر اشتباه ظرفي از دستشان مي افتد و مي شكند و كسي نيست آن ها را مورد بازخواست قرار دهد، ولي همين كه نمونه اين لغزش توسط كودك انجام شود، او را به باد ناسزا گرفته، متهم به سربه هوايي مي كنند. در اين حالت چون كودك انصافي از پدر و مادر نمي بيند و از سوي ديگر مايل به شكست و تحقير شخصيت خود نيست، تن به دروغ مي دهد.

٥- عفو و بخشش: 
در خانه و خانواده و تربيت فرزندان رعايت انضباط و ضوابط اخلاقي ضروري است ولي زياده روي در اين امر درست نيست. براي واداشتن طفل به راست گويي ضروري است در مواردي از بعضي لغزش ها كه گاهي خودمان هم مرتكب آن مي شويم، چشم پوشي كنيم و او را ببخشيم. حتي رعايت انصاف ايجاب مي كند كه او در مواردي كارهاي جزئي خود را كه علني كردن آن موجب شرم و حياست، از شما پنهان دارد. البته به شرطي كه مخالف با شرع و اخلاق نباشد.

٦- محدود كردن توقعات: 
از او انتظار نداشته باشيد كه همه خواسته هاي شما را برآورده كند و كاري كه شما در انجامش ناتوان هستيد و يا تنبلي تان مي آيد، آن را انجام دهيد، او برايتان انجام دهد.

٧ -ايمن كردن از مجازات: 
فرزندان ما بايد در خانه احساس آرامش و اطمينان كنند و مطمئن باشند كه خطاهاي بي اختيار بخشوده مي شود. تنبيه و سرزنش براي مواردي است كه تعمدي در كار باشد و تازه اگر در همان كار عمدي هم سخن راست گفته شود موجب تخفيف در عقوبت بايد باشد.

٨ -پند و اندرز 
اين امر در كودكان بسيار موثر است چرا كه هنوز با فطرت خود فاصله چنداني نگرفته اند و هنوز درون و ضميرشان پاك و صاف است. بيان اين كه خدا از اين كار راضي نيست و آدم به جهنم مي رود، براي بازداشتن بچه ها از دروغ موثر است.

٩ -محبت كردن: 
به فرزندان بايد محبت كرد به گونه اي كه او گرمي و لذت آن را بچشد و احساس كند، وجود محبت سبب مي شود كه كودك نيازي به تظاهر و تصنع نداشته باشد و به دروغ و فريب رو نياورد. البته لازمه اين محبت آن است كه در مواردي لغزش او را ناديده بگيرند و اگر هم خطايي مستحق تنبيه انجام داد، او را ببخشند.

١٠- هشدار به كودك: 
ما معمولا سعي داريم به كودك تفهيم كنيم كه راه او راهي درست و به صواب نيست كه اين سخنان براي همه كودكان قابل فهم نيست اگر چه كودك بايد از قبل بداند كه دوست داشتن والدين چه منافعي براي او دارد و دوست نداشتن چه زيان هايي. بعدها در سنين بالاتر مي توان به او گفت كه اين كار را خدا دوست ندارد و چيزي كه خدا دوست ندارد در مقابلش عقوبت و مجازات است و او از لذت ها و محبت ها در دنيا و آخرت محروم مي شود.

١١ -مچ گيري: 
در موارد حادتر مي توان موضع شديدتري گرفت و پس از بيان دروغ هايش، آن را به رخش كشيد و به او تفهيم كرد كه ما مي دانيم تو دروغ مي گويي. البته لازم است اين مرحله پس از همه تذكرات، اخطارها و اندرزها باشد و آن چنان نباشد كه در حضور جمعي صورت گيرد و او در اين زمينه احساس حقارت كند، چون هنگامي كه كودك خود را رسوا ببيند سر از كارهاي خطرناكي در مي آورد و دروغ گويي حرفه اي مي شود.

١٢- تنبيه و تهديد: 
در مواردي كه هيچ يك از مواضع بالا سودي نبخشد و فايده اي ندهد، بهتر است از راه تهديد و يا تنبيه او را از دروغ گويي دور داريم كه البته اين راه، چندان عملي نيست و تنبيه  ما نشان مي دهد كه ديگر در تربيت، كار از كار گذشته است

متخصصان روانشناسی در كانادا هشدار دادند: تنبیه بدنی یا مقررات سخت و شدید باعث می‌شود كه كودكان برای پنهان كردن خطاهای خود، بیشتر به دروغگویی متوسل شوند.

 پروفسور ویكتوریا تالوار از دانشگاه مك گیل و دستیارش پروفسور كانگ لی از دانشگاه تورنتو در مطالعات خود دو گروه از كودكان را كه درگروه سنی 3 و4 ساله بودند در شرایط مختلف با هم مقایسه كردند. گروه اول در یك مدرسه خصوصی ثبت‌نام شده بودند كه این مدرسه به روش‌های سنتی مثل استفاده از تركه و فلك برای تنبیه دانش‌آموزان اداره می‌شد. گروه دوم نیز در یك مدرسه خصوصی دیگری ثبت نام شده بودند كه شیوه اداره آن با سیستم‌های آزادانه‌تر و با مقررات آسانتر بود. رفتار تك تك كودكان به طور جداگانه در هر دو مدرسه تحت مطالعه قرار گرفت.

به گزارش یونایتدپرس، در ادامه آزمایشات از كودكان خواسته شد در یك بازی «حدس بزن» شركت كنند. متخصصان كه در این بازی با كودكان همراه بودند از آنها درخواست می‌كردند كه وقتی در اتاق تنها هستند دزدكی به اسباب بازی كه داخل اتاق گذاشته شده بود، نگاه نكنند. تقریبا اكثر كودكان وقتی تنها می‌شدند به رغم توصیه متخصصان، این كار را انجام می‌دادند. 

اما نتایج ارزیابی‌ها معلوم كرد كودكانی كه در گروه اول یعنی در مدرسه خصوصی با روش سنتی و تنبیهی ثبت‌نام كرده بودند در پاسخ به این سوال كه آیا دزدكی اسباب بازی را دیده‌اند تقریبا همگی‌شان دروغ می‌گفتند و جواب منفی می‌دادند، در حالی كه كودكان در گروه دوم كه در مدرسه تنبیه نمی‌شدند، فقط حدود 50 درصد در مورد نگاه كردن به اسباب بازی دروغ می‌گفتند.

بعلاوه معلوم شد كودكانی كه به دلیل تنبیه شدن توانستند بار اول دروغ بگویند در پاسخ به سوالات بعدی درباره جزئیات و مشخصات اسباب‌بازی، خیلی بهتر پاسخ‌های غیرصحیح و فریب دهنده می‌دادند تا معلوم نشود كه دروغ گفته‌اند.

منبع: مجله رشد

نظرات بییندگان :