پدربزرگ - ناصر کشاورز

شعرهای زیبای کودکانه - گلچینی از بهترین شعرهای بچه گانه - اشعار بسیار زیبای کودکان در سایت کودکان ما

پدربزرگ

دیشب پدربزرگم

آمد به خانه ی ما

باز او مرا بغل کرد

بوسید صورتم را

 

مادر برای او زود

یک چای تازه آورد

او خسته بود و پایش

انگار درد می کرد

 

با خنده باز از من

پرسید : در چه حالی؟

کردم تشکر از او

گفتم که : خوب عالی

 

در دست پیر او بود

باز آن عصای زیبا

خندید و قلقلک داد

با آن عصا دلم را

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :