همه چیز در مورد تقویت هوش هیجانی کودکان

همه چیز در مورد تقویت هوش هیجانی کودکان

دانش آموزی که شاگرد اول است احتمال دارد بهره هوشی بالاتری داشته باشد، اما این به آن معنا نیست که هوش هیجانی او نیز بالا باشد. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند در روابط بین فردی ....

همه چیز در مورد تقویت هوش هیجانی کودکان

هوش هیجانی چیست

سایت کودکان ما به نقل از قدس آنلاین :اغلب از والدین شنیده می‌شود: «می‌خواهم بدانم هوش هیجانی چیست و چگونه آن را در فرزندم تقویت کنم. گاهی احساس می‌کنم وقتی فرزندم بین همکلاسی‌هایش قرارمی‌گیرد از آنها ضعیف‌تر است یا نسبت به آنها حساس‌تر است و روابط ضعیف‌تری دارد.» هوش هیجانی به معنای شناخت و کنترل عواطف و هیجان های خود است.

دانش آموزی که شاگرد اول است احتمال دارد بهره هوشی بالاتری داشته باشد، اما این به آن معنا نیست که هوش هیجانی او نیز بالا باشد. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند در روابط بین فردی خود موفق تر عمل می کنند. گام اول برای این که هوش هیجانی را در فرزندانمان و حتی خودمان ارتقا دهیم شناخت هیجانات مختلفی از قبیل خشم، غم، ترس، شادمانی، شرم و... است، سپس باید برای ابراز آنها راه های منطقی پیدا کنیم. از خود بپرسید الان دقیقا چه احساسی دارم؟ آیا رنجیده ام، آیا حسودی ام شده؟ آیا عصبانی ام؟ زمانی که احساس خود را شناسایی کنیم و راهی مناسب برای ابراز آن بیابیم در نهایت به کنترل و ابراز هیجان می رسیم.

برای ارتقای هوش هیجانی فرزندانتان از این مساله آگاه باشید:
از هیجانات کودکان مطلع باشید. هیجانات را به عنوان فرصتی برای ایجاد صمیمیت در نظر بگیرید. با همدلی و صادقانه به احساسات کودکان گوش کنید. به کودکان کمک کنید تا هیجانات خود را به نحو صحیح بیان کنند. با درنظر گرفتن ارزش ها و قوانین جامعه آموزش دهید تا به این موارد دست یابند: شناسایی اهداف، فکر کردن به راه حل های ممکن، ارزیابی راه حل ها، انتخاب راه حل مناسب.

از سوی دیگر از انتقاد های بی رویه و ادای کودکان را درآوردن پرهیز کنید. کودکان را تحسین کرده و آنها را مورد تعریف و تمجید قرار دهید. از برنامه های دستوری چشم پوشی کنید. به کودکان حق انتخاب بدهید و با احترام به خواسته هایشان، آنها را توانمند سازید. در خیال ها و رویاهای کودکان شریک شوید. با کودکان صادق باشید. در انجام امور صبور باشید و راه حل های خود را به کودکان تحمیل نکنید.

سایت کودکان ما به نقر از خبر آنلاین :شاید بار‌ها پیش آمده که به هوش بالای همکلاسی، یکی از بچه‌های فامیل، نفرات برتر کنکور و... غبطه خورده باشید و چون از نعمت چنین هوشی برخوردار نشده‌اید، دلتان گرفته باشد؛ اما از آنجا که علم همیشه عقب‌تر از حقایق بی‌شمار هستی حرکت می‌کند تنها 25 سال است که پرده از راز هوشی برداشته است که ثابت می‌کند خداوند هوش دیگری نیز به شما هدیه داده تا به دور از هرگونه عامل وراثتی بتوانید بنا بر تلاش خود باهوش شوید و غبطه هوش حاصل از ارث را نخورید. 

این هوش اکتسابی که به هوش هیجانی معروف شده عامل موفقیت شما در زندگی شخصی و اجتماعی محسوب می‌شود 

تولد هوش هیجانی

امروزه هوش هیجانی را با نام دانیل گلمن می‌شناسند، در صورتی که قبل از این روان‌شناس روزنامه‌نگار، روانشناسان دیگری مانند سالووی، جان مایر و گاردنر به وجود چنین هوشی پی برده بودند، اما چون به اندازه گلمن خلاق و درتعریف این هوش موفق نبودند، از میان آنها نام گلمن در کنار هوش هیجانی حک شد.


دکتر کریم افشاری‌نیا، دکترای روانشناسی مشاوره و عضو هیات علمی دانشگاه، چگونگی مطرح‌شدن هوش هیجانی توسط روان‌شناسان را اینچنین بیان می‌کند: «هوش هیجانی زمانی معنا و مفهوم پیدا کرد که متخصصان روان‌شناسی مشاهده کردند آن‌طور که تصور می‌شد هوش شناختی (IQ) نمی‌تواند در تمامی مراحل و جوانب مختلف زندگی، موفقیت افراد را تضمین کند. آنها مشاهده کردند افرادی هستند که هوش شناختی بالایی ندارند اما بر خلاف تصور در مشاغل مختلف و زندگی اجتماعی و زناشویی بسیار موفق و مثبت عمل می‌کنند. در اینجا بود که برای محققان این سوال مطرح شد که حلقه گمشده در تفسیر موفقیت افراد کم‌هوش چیست؟ بنابراین دست به تحقیقات گسترده‌ای زدند و عاملی به عنوان هوش هیجانی را مطرح کردند.»


هوشی که مدیر عواطف است


اگر در یک روز سرد زمستانی فردی در هنگام عبور از کنار شما پایش لغزید و به زمین خورد و شما بر عکس دیگران به جای خندیدن، دستش را گرفتی و با مهربانی بلندش کردی و حالش را جویا شدی، بدان که از هوش هیجانی بالایی برخورداری.


دکتر افشاری‌نیا، هوش هیجانی را توانایی شناخت هیجانات خود و دیگران و استفاده از این شناخت در روابط بین فردی و تصمیمات شخصی می‌داند و می‌گوید: «چیزی که ما از آن به عنوان هوش هیجانی یاد می‌کنیم، به خودشناسی مرتبط می‌شود در واقع اساس، بنیان و هسته هوش هیجانی را خودشناسی و شناخت هیجانات و احساسات خود و دیگران تشکیل می‌دهد زیرا فرد می‌تواند با توجه به این شناخت در روابط بین فردی موفق‌تر عمل کند.»


پس اگر عواطف شخصی و احساسات مثبت و منفی خود و دیگران را بخوبی می‌شناسی و کنترل خشم و شادی و به طور کلی عواطف خود را با توجه به موقعیت‌های مختلف در دست داری و بخوبی می‌توانی با دیگران ارتباط برقرار کنی، مسلم بدان که آدم باهوشی هستی.


هوش هیجانی یا تحصیلی؟

تا قبل از این‌که هوش هیجانی مطرح شود، استعداد و توانایی با هوش شناختی سنجیده می‌شد؛ هوشی که گرفتن نمره‌های بالا، رتبه‌آوردن در کنکور و حل مسائل سخت ریاضی را برای ما رقم می‌زند. کیفیت این هوش که در آموختن روش حل مساله، استدلال‌کردن، محاسبات ریاضی، تعریف‌کردن واژه‌ها، اطلاعات عمومی و مسائلی که کاملا جنبه عقلانی دارند متأثر است از طریق ژن‌ها به ما رسیده و این ویژگی وجه تمایز هوش شناختی و هوش هیجانی است. این روان‌شناس معتقد است که تا 15 سالگی هوش شناختی قابلیت پرورش دارد به شرط آن‌که محیط مطلوب مهیا باشد. اما هوش هیجانی که عامل80 درصد موفقیت انسان‌ها در مراحل مختلف زندگی بوده تا آخر عمر قابل پرورش است و جالب این‌که هرقدر سن بالاتر برود، قابلیت ارتقای آن بیشتر می‌شود و نقش یادگیری در پرورش آن، بسیار چشمگیر است و افراد می‌توانند ز گهواره تا گور باهوش شوند.

چگونه می‌توان باهوش شد

اجزای هوش هیجانی در سال‌های اولیه زندگی شکل می‌گیرد به طوری که بسیاری از محققان بر این باورند که چیدن این پازل قبل از تولد شروع می‌شود و تا پایان عمر ادامه پیدا می‌کند. از ویژگی‌های هوش هیجانی محسوب‌شدنش به عنوان مهارت است و شما می‌توانید با یکسری از تمرینات این هوش را تربیت کنید.

دکتر کریم افشاری‌نیا در خصوص اهمیت کارگاه‌هایی که مهارت‌های زندگی را برای بالابردن هوش احساسی آموزش می‌دهند، می‌گوید: «شرکت در کارگاه‌های مهارت‌آموزی که مهارت‌های زندگی مانند مدیریت استرس، مهارت حل مساله و... را آموزش می‌دهند در ارتقای هوش هیجانی افراد بسیار موثر است.»


تربیت هوش هیجانی در کودکان

هوش هیجانی به وسیله رشد مهارت‌های احساسی و هیجانی از سال‌های ابتدایی زندگی قابل ارتقاست.


دکتر افشاری‌نیا مهم‌ترین عامل ارتقای هوش عاطفی در کودکان را سبک تربیتی والدین می‌داند و تاکید می‌کند: «والدینی که الگوهای صحیح تربیتی ندارند و به احساسات و نیازهای کودکان توجه نمی‌کنند و فرصت اکتشاف و کنجکاوی را از فرزندشان سلب می‌کنند مانع پرورش هوش هیجانی در کودکانشان می‌شوند.»


این استاد دانشگاه از موضع مستبدانه و توام با تنبیه والدین و جوهای تحقیرکننده و سرزنش‌کننده به عنوان بدترین محیط‌های تربیتی یاد می‌کند و معتقد است: «یک محیط امن عاطفی می‌تواند به کودکان کمک کند تا با آزادی احساساتشان را بروز دهند و والدین با در نظرگرفتن این احساسات و کمک به کسب مهارت کودک در برخورد با آنها هوش هیجانی او را در جهت مثبت تقویت کنند.»


محققان، افزودن نام احساسات مختلف به خزانه لغت کودکان را از راه‌های افزایش هوش هیجانی می‌دانند. مثلا می‌توان هنگامی که کودک تحت تاثیر هیجانات مختلفی قرار دارد، نام آن حس را مانند شادی، ترس و... به او یاد داد. همچنین گوش‌دادن و بازخورددادن به آنها از طریق حرکات اعضای بدن یا از طریق کلام، دادن اجازه برای بازی‌کردن، فراهم‌کردن محیطی غنی از کتاب و اسباب‌بازی، پاسخ دادن به سوالات ساده کودک، شرکت‌دادن او در گروه‌های همسال و... از دیگر فنون افزایش هوش هیجانی در کودکان است

هوش هیجانی چیست؟

سایت کودکان ما به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ارتش : حتماً تا به حال درباره IQ یا همان بهره هوشی خیلی چیزها شنیده اید و حتماً شنیده اید که اگر کودکی IQ بالاتری داشته باشد حتماً در بزرگسالی انسان تحصیل کرده و موفقتری خواهدبود. شاید به همین خاطر است که تعداد زیادی از والدین از همان دوران قبل از مدرسه رفتن نگران کیفیت یادگیری فرزند دلبند خود و مدارسی که قرار است او در آنها درس بخواند هستند. غافل از اینکه امروزه تحقیقات علمی نشان داده که تنها داشتن هوش عقلانی زیاد برای کسب موفقیت کافی نیست و علاوه بر IQ  ویژگی های دیگری نیز نیاز است که امروزه به آن هوش هیجانی می گویند.

اما منظور از هوش هیجانی چیست؟
به طور خلاصه هوش هیجانی یعنی:داشتن ظرفیتی برای شناخت احساسات و هیجانات خود و دیگران و استفاده از این هیجانات به نحو مناسب برای برقراری ارتباط بهتر با خود و دیگران.
عصبانیت یک هیجان و یک احساس است و فردی که دارای هوش هیجانی بالاتری باشد می داند این عصیانیت را چه وقت، کجا با چه کسی و چگونه ابراز کند تا به جای اینکه برایش دردسر تولید کند،راه گشا باشد.
اینجا لازم است درباره خود کلمه هیجان بیشتر بدانیم هیجان کلمه ای است که در فارسی بیشتر برای احساسات و حالات پرشور و پر انرژی از آن استفاده می کنیم. ولی در روانشناسی برای بیان تمام حالات احساسی و روانی مثبت و منفی و علایم جسمانی همراه آن به کار می رود.هیجانات مثل خشم، ترس، عشق و محبت، تنفر، امید، نامیدی، نگرانی، احساس حقارت، غرور، غم و اندوه، شادی، تعجب، شرم، پشیمانی، دلسوزی و ...
اهمیت هوش هیجانی در چیست؟
دانشمندان زیادی عقیده دارند که می توان هوش هیجانی را در کودکان و حتی بزرگسالان پرورش و افزایش داد. اما چرا پرورش و رشد هیجانی مهم است؟ به چند دلیل:
1. به منظور برخورد با موقعیت های تهدید کننده و خطرناک:
کودک 3 ساله ای را در نظر بگیرید که در معرض خطر دزدیده شدن توسط یک سارق کودک است.  بچه ها معمولاً به طور غریزی و از راه هیجانات خود متوجه خطرناک بودن موقعیت می شوند اگر سارق به زور متوسل گردد او شروع به داد و فریاد و دست و پا زدن می کند. (کاری که شاید در موقعیت های دیگر برای شما خوشایند نباشد) که باعث می شود احتمال نجات خود را افزایش دهد.تحقیقات نشان می دهد کودکان دارای هوش هیجانی بیشتر موقعیتهای خطرناک را سریع تر تشخیص داده و عکس العمل نشان می دهند و در نوجوانی نیز احتمال کمتری وجود دارد که جذب دوستان ناباب و انحرافات اجتماعی شوند.
2. برای کمک به دیگران:
حساسیت و هوش هیجانی بالاتر به کودکان کمک می کند تا نیازهای دیگران را درک کرده و حداقل از طریق همدلی به آنان کمک کنند.با پیروی از هوش هیجانی بچه ها می آموزند که احساسات و هیجانات نیازها و تمایلات همه انسانها به یکدیگر شبیه نیست. رسیدن به چنین درکی به افزایش شفقت و احترام به احساسات و تفاوتهای فردی دیگران منجر می گردد که این خود اساس همدلی (یکی از مهارت های هوش هیجانی) است. با پرورش هوش هیجانی، فرزندان ما پی می برند انسانها زمانی کامل می شوند و احساسات بهتری خواهند داشت که با یکدیگر همکاری کنند.
1.به منظور ایجاد حس مسئولیت پذیری:
هوش هیجانی به ما کمک می کند تا از دو طریق فرزندانی با مسئولیت پذیری بیشتر داشته باشیم.
الف) با آموزش کودکان مبتنی بر اینکه مسئولیت احساسات و هیجانات خود را بپذیرند،به جای اینکه بر این باور باشند که دیگران احساسات آنان را همچون عروسکس تحت کنترل دارند.مثال: به جای اینکه بگوید (او باعث عصبانیت من شد) بگوید: من عصبانی شدم. می توانیم به آنان بیاموزیم وقتی احساسات منفی دارند حق انتخاب نیز دارند انتخاب هایی مثل اقدام کردن، تغییر دادن، ابراز وجود به شکل کلامی یا نوشتاری، یادگیری و اتخاذ دیدگاههای متفاوت. به یاد داشته باشیم هیچکدام از ما بر روی محیط خود صد در صد کنترل نداریم. ولی بر روی هیجانات خود
می توانیم کنترل داشته باشیم. باتوسل به مهارت های هوش هیجانی می توانند بیاوزند با استفاده از افکار خود هیجانات مثبت تری را تجربه کرده و در نتیجه رفتار مناسب تری از خود نشان دهند. رفتار مناسب تر دو نتیجه دارد 1. از اینکه خوب عمل کرده اند احساس بهتری نسبت به خود خواهند داشت (که به اعتماد به نفس بیشتر کمک می کند )2. در دیگران احساس خوبی را ایجاد می کنند (که در روابط اجتماعی آنان موثر بوده و این نیز خود عزت نفس را ارتقاء می دهد.)
ب)برای مسئولیت پذیری بیشتر این است که به آنان بیاموزیم با استفاده از احساسات خود با روش های اجتماع پسند تری اقدام کنند،با دو پرسش از خود که راهنمای اقدام مناسب خواهد شد: ( الان چه احساسی دارم؟ ) ( او یا آنان چه احساسی دارند؟ ).
تحقیقات نشان داده کودکانی که از نظر هیجانی سالم تر و با هوش تر هستند ویژگی های زیر را دارند:
     1.یادگیرندگان بهتری هستند.
2.مشکلات رفتاری کمتری دارند.
3.درباره دیگران احساسات بهتری دارند.
4.در مقابل فشار همسالان بهتر مقاومت می کنند.
5.خشونت کمتری دارند و قادر به همدلی بیشتری هستند.
6.در حل مشکلات و تعارضها بهتر عمل می کنند.
7.رفتارهای خود تخریبی ( مثل استفاده از مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی، ... ) کمتری دارند.
8.دوستان بهتر و بیشتری دارند.
9.بیشتر از دیگران قادرند هیجانات خود را کنترل کنند.
10.خوشحالتر، سالمتر و موفق تر از دیگران هستند.
ویژگی های هوش هیجانی
هوش هیجانی مجموعه ای از اجزای مرتبط به هم هستند که اجزا یا مولفه های این مجموعه عبارتند از:
آگاهی از هیجانهای خود، بیان هیجانها، آگاهی از هیجانهای دیگران، مدیریت هیجان ها.
1.آگاهی از هیجان های خود:
مسئله ای که در بحث هوش هیجانی مطرح می شود این است که ما تا چه اندازه به هیجانهای خود آگاهیم. برای مثال فرض کنید هنگام رفتن به محل کار با فردی درگیر می شوید. ساعت ها پس از آن برخورد احساس ناراحتی و بدخلقی بر رفتار شما حاکم می شود و بی دلیل به اطرافیان خود پرخاش می کنید. در صورت عمیق شدن به این ماجرا متوجه می شوید که این برخورد تاثیر کاملا ناخوشایندی در سایر رفتارهای شما داشته است.بنابراین در نخستین مولفه هوش هیجانی مهم آن است که شما بتوانید از آنچه در درونتان می گذرد آگاه باشید.
2.بیان هیجان ها:
دومین مولفه هوش هیجانی چگونگی بیان هیجان ها است. بیان نکردن هیجان ها موجب عوارض مختلف روحی و جسمی می شود.برخی پژوهشها نشان داده اند که اگر انسانها روزانه هیجان های خود را بنویسند، کمتر به پزشک مراجعه خواهند کرد. ما باید یاد بگیریم هیجانها را درست بیان کنیم. وقتی هیجان را بیان کنید پالایش اتفاق می افتد و وقتی بیان نکنید گیرهای هیجانی و در حالت شدید فلج هیجانی ایجاد می شود. اگر یک دستتان چمدان و دست دیگر کوله پشتی و ... باشد نمی توانید چابک حرکت کنید. هنگامی که ما هیجان ها را بیان نمی کنیم باعث سنگینی هیجانی می شود یعنی اگر طرف را بشکافیم می بینیم این همه هیجان را با کوله باری از سختی حمل می کند و فشارهای زیادی را متحمل می شود که نتایج بسیار بدی دارد. بیان هیجان ها می تواند از ساده ترین رفتارها تا پیچیده ترین آنها را در بر گیرد. پژوهش های مختلف در ابعاد سازمانی نشان داده اند که اگر بخواهیم سلامت سازمان را تامین کنیم باید بتوانیم رفتاهای تهاجمی را کم کرده رفتار بیانگر را تقویت کنیم. و این امر تنها با آموزش صورت می گیرد.
3.آگاهی از هیجانهای دیگران:
افراد دارای هوش هیجانی،نسبت به هیجان های دیگران فوق العاده حساس، دقیق و هوشیارند، در حالی که افراد فاقد هوش هیجانی کاملاً به هیجان ها و احساسات دیگران بی توجهند. فهم هیجان های دیگران به طور عمده از دو راه صورت می گیرد:
الف ) توجه دقیق و آگاهانه به رفتارهای غیر کلامی.
ب) افزایش و ارتقای مهارتهای گوش دادن.
4. چهارمین مولفه هوش هیجانی مربوط به مدیریت هیجانهاست. دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا خشم،شما را مدیریت می کند یا شما خشم را مدیریت می‌کنید. در مورد هیجانات مثبت نیز همین گونه است ممکن است شما در مذاکره خیلی خوشحال شوید و شادی شما را مدیریت کند و حتی این امر موجب بازندگی شما شود. مدیریت هیجان ها به معنی مدیریت آگاهانه، ماهرانه و خلاقانه آنهاست و تنها کسی که هوش هیجانی بالا دارند. می توانند آنها را مدیریت کنند.
 
منابع:
هوش هیجانی، نویسنده:دانیل گلمن، مترجم:نسرین پارسا، نشر ساوالان،تهران،1386
  هوش هیجانی و مدیریت در سازمان(مبانی نظری، شیوه‌های آموزش و ابزارهای سنجش)، سبحانی نژاد، مهدی و یوزباشی، علیرضاتهران، انتشارات یسطرون.1387
هوش هیجانی، دکتر تراویس برادبری، ترجمه مهدی گنجی، ویراستار: دکتر حمزه گنجی، نشر ساوالان، تهران، ۱۳۸۴. 
نظرات بییندگان :