همسفر حج - از سری داستانهای آموزنده کتاب داستان راستان

 همسفر حج - از سری داستانهای آموزنده کتاب داستان راستان

امام :((پس چه كسى كارهاى او را انجام مى داد؟ و كه حيوان او را تيمار مى كرد؟)). البته افتخار اين كارها با ما بود. او فقط به كارهاى مقدس خويش مشغول بود

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

مردى از سفر حج برگشته ، سرگذشت مسافرت خودش و همراهانش را براى امام صادق تعريف مى كرد، مخصوصا يكى از همسفران خويش را بسيار مى ستود كه چه مرد بزرگوارى بود، ما به معيت همچو مرد شريفى مفتخر بوديم ، يكسره مشغول طاعت و عبادت بود، همينكه در منزلى فرود مى آمديم او فورا به گوشه اى مى رفت و سجاده خويش را پهن مى كرد و به طاعت و عبادت خويش مشغول مى شد.
امام :((پس چه كسى كارهاى او را انجام مى داد؟ و كه حيوان او را تيمار مى كرد؟)).
البته افتخار اين كارها با ما بود. او فقط به كارهاى مقدس خويش مشغول بود و كارى به اين كارها نداشت .
((بنابراين همه شما از او برتر بوده ايد)).

 

مهدکودک  داستان راستان  قصص قرآنی   داستان مذهبی  سرگذشت  ماجرا  داستان کوتاه  داستان های کوتاه  داستان کودکانه کوتاه  داستان کودکانه با تصویر  داستان کودکانه  قصه شب   قصه کودکان  قصه کودکانه  شعر کودک  شعرکودکانه  ترانه کودکانه  داستان کودکانه  کودکان  بچه گانه  کودک  کودکی  بچه  لالایی  متن شعر  شعر زیبا  اشعار کودکانه  اشعار زیبا

 


نظرات بییندگان :