نخودی و عنکبوت

شعرهای زیبای کودکانه - گلچینی از بهترین شعرهای بچه گانه - اشعار بسیار زیبای کودکان در سایت کودکان ما

نخودی و عنکبوت

نخودی در آشپزخانه یک کاخ قدیمی شاگرد آشپز شده بود. سر آشپز نخودی را خیلی دوست داشت. چون هر کاری به او می گفت ، تندی انجام می داد. نخودی خیلی کار می کرد. او از کار زیاد خسته نمی شد. این کاخ قدیمی یک سرداب تاریک داشت. آشپز روزی صد بار به نخودی می گفت : نخودی جانبرو سرداب سرکه بیاور ... آبلیمو بیاور.

نخودی می گفت : چشم اوستا آشپز.

و زود به سرداب می رفت. سرداب زیرزمین تاریک و سرد بود. سقف و دیوارهایش پر از تار عنکبوت بود. نخودی هر جای آن را نگاه می کرد ، عنکبوت می دید. میان آن همه عنکبوت یک بابا عنکبوت پیر و مهربان بود. هر وقت بابا عنکبوت نخودی را می دید ، می گفت : نخودی جان بیا دوست بابا عنکبوت شو.

نخودی که از عنکبوت با آن هشت پای دراز می ترسید می گفت : نه ، نه ، دوستی با تو برای من چه فایده دارد ؟ من از تو می ترسم.

بابا عنکبوت که عمری از او گذشته و ریشهایش سفید شده و دنیا دیده بود می گفت: نخودی جان دنیا را چه دیدی هر دوستی روزی به کار می آید.

از بابا عنکبوت اصرار و از نخودی انکار.نخودی نمی پذیرفت که دوست بابا عنکبوت شود. تا اینکه روزی نخودی به سرداب رفت تا از خمره پیاله ای سرکه بردارد. دست بر قضا پایش لیز خورد و با سر توی خمره افتاد. نخودی که سرکه توی چشم و گلویش می رفت بنای داد و فریاد گذاشت : که آهای کمک کمک غرق شدم غرق شدم.

ولی صدای نخودی از سقف سرداب بیرون نمی رفت . فقط بابا عنکبوت که به سقف چسبیده بود صدای او را شنید. بابا عنکبوت از همان بالا تاری بافت تا به درون خمره رسید. بعد به نخودی گفت : دوست عزیز از تار من بگیر و از خمره بیرون بیا.

نخودی که قلپ قلپ سرکه می خورد. تار عنکبوت را گرفت و از خمره بیرون آمد. او که از مرگ نجات پیدا کرده بود ، از باباعنکبوت سپاسگزاری کرد و گفت : کاش زودتر با تو دوست می شدم.

بابا عنکبوت گفت: عیبی ندارد از حالا دوست همدیگر هستیم.

از آن روز به بعد نخودی و باباعنکبوت دوستان یکدل و یکرنگ هم شدند. آنها حتی به پارک رفتند و یک عکس یادگاری گرفتند.نخودی آن عکس را بالای تختش زد و هر وقت نگاهش می کرد می گفت : بابا عنکبوت از تو سپاسگزارم که به من یاد دادی دوستی به زیبائی و زشتی نیست. بلکه به دل پاک است.

داستانکهای نخودی

نوشته : محمد محمدی

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :