قصه کودکان چتر و گنجشک

قصه کودکان چتر و گنجشک

شعرهای زیبای کودکانه - گلچینی از بهترین شعرهای بچه گانه - اشعار بسیار زیبای کودکان در سایت کودکان ما

قصه کودکان چتر و گنجشک

قصه کودکان چتر و گنجشک

چتر توی ایوان نشسته بود. یک مرتبه باد آمد. های و هو کرد. چتر را از روی زمین بلند کرد. چتر داد زد : ولم کن . من را زمین بگذار.

اما باد گوش نکرد. چتر را با خودش به هوا برد. چتر با باد رفت و رفت. به درختی رسید. روی شاخه های درخت پر از گنجشک بود. چتر داد زد : آهای گنجشک ها من را از دست باد نجات بدهید.

گنجشک ها به هم گفتند : برویم کمکش کنیم.

بعد هم پریدند و روی چتر نشستند.چتر سنگین شد. پایین آمد.به خانه برگشت. گنجشک ها هم با شادی بالا رفتند. چتر با خوش حالی داد زد : گنجشک ها شما را هم دوست دارم مثل باران.

نظرات بییندگان :