شعله های آتش - صفورا نیری

شعرهای زیبای کودکانه - گلچینی از بهترین شعرهای بچه گانه - اشعار بسیار زیبای کودکان در سایت کودکان ما

شعله های آتش

یك شب مهتابی
دهكده رفته به خواب
باپدر می گشتیم
لب رودی پر آب
*
سردمان بود و پدر
آتشی روشن كرد
هركس از هر گوشه
تكه چوبی آورد
*
شعله های آتش
سرخ و نارنجی و زرد
چهره های ما را
نورباران می كرد
*
ناگهان"احمد" گفت:
بچه ها،آن بالا
شعله ها ساخته اند
شكل طاووسی را
*
بعد از آن هرشعله
پیش چشمان ما
شكل مخصوصی داشت
زنده بود و زیبا
*
شعله ای،اسبی بود
شعله ای، یك آهو
شعله ای،شكل عقاب
شعله ای هم یك قو
*
كم كم آتش خوابید
زیر خاكستر و دود
شاد بر می گشتیم
چه شب خوبی بود .
*

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :