شعر زیبای توانا بود هر که دانا بود از شعر بزرگ کشورمان فردوسی

شعر زیبای توانا بود هر که دانا بود از شعر بزرگ کشورمان فردوسی

توانا بود هر که دانا بود به نام خداوند خورشید و ماه که دل را به نامش خرد داد راه جز او را مدان کردگار سپهر فروزنده ی ماه و ناهید و مهر

توانا بود هر که دانا بود

فردوسی-شعر کودکانه

به نام خداوند خورشید و ماه

که دل را به نامش خرد داد راه

جز او را مدان کردگار سپهر

فروزنده ی ماه و ناهید و مهر

به دانش گرای و بدو شو بلند

چو خواهی که از بد نیابی گزند

ز دانش در بی نیازی بجوی

و گر چند سختیت آید به روی

ز نادان بنالد دل سنگ و کوه

ازیرا ندارد بر کس شکوه

توانا بود هر که دانا بود

ز دانش دل پیر برنا بود


شعر کوتاه شعر کودکانه شعر کوتاه زیبا شعر بچه ها شعر بچه گانه شعر بچه شعر برای کودکان شعر زیبا کودکانه   اشعارکودکانه اشعار کودکان اشعار کودکانه قدیمی اشعار کودکانه مصطفی رحماندوست داستان کودکانه داستان بچه گانه قصه شب قصه بچه گانه داستان برای کودکان داستان برای بچه ها

نظرات بییندگان :
سارا گلي یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 ساعت '19:35
خيلي ممنون من از اين شعر واقعا لذت بردم