خواهش دعا - از سری داستنهای آموزنده کتاب داستان راستان

خواهش دعا - از سری داستنهای آموزنده کتاب داستان راستان

براى اينكه خداوند راهى براى اين كار معين كرده است ، خداوند امر كرده كه روزى را پى جويى كنيد و طلب نماييد. اما تو مى خواهى در خانه خود بنشينى و با دعا روزى را به خانه خود بكشانى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

شخصى با هيجان و اضطراب ، به حضور امام صادق عليه السلام آمد و گفت : در باره من دعايى بفرماييد تا خداوند به من وسعت رزقى بدهد كه خيلى فقير و تنگدستم .
امام :((هرگز دعا نمى كنم )).
چرا دعا نمى كنيد؟
((براى اينكه خداوند راهى براى اين كار معين كرده است ، خداوند امر كرده كه روزى را پى جويى كنيد و طلب نماييد. اما تو مى خواهى در خانه خود بنشينى و با دعا روزى را به خانه خود بكشانى !))

 

مهدکودک  داستان راستان  قصص قرآنی   داستان مذهبی  سرگذشت  ماجرا  داستان کوتاه  داستان های کوتاه  داستان کودکانه کوتاه  داستان کودکانه با تصویر  داستان کودکانه  قصه شب   قصه کودکان  قصه کودکانه  شعر کودک  شعرکودکانه  ترانه کودکانه  داستان کودکانه  کودکان  بچه گانه  کودک  کودکی  بچه  لالایی  متن شعر  شعر زیبا  اشعار کودکانه  اشعار زیبا

 


نظرات بییندگان :