جوجه نافرمان - پروین اعتصامی

شعرهای زیبای کودکانه - گلچینی از بهترین شعرهای بچه گانه - اشعار بسیار زیبای کودکان در سایت کودکان ما

جوجه نافرمان

گفت با جوجه مرغکی هشیار

که ز پهلوی من مرو به کنار

گربه را بین که دم علم کرده

گوش ها تیز و پشت خم کرده

چشم خود تا به هم زنی بردت

تا کله چرخ داده ای خوردت

جوجه گفتا که مادرم ترسوت

به خیالش که گربه هم لولوست

گربه حیوان خوش خط و خالیست

فکر آزار جوجه هرگز نیست

سه قدم دورتر شد از مادر

آمدش آنچه گفته بود به سر

گربه ناگاه از کمین برجست

گلوی جوجه را به دندان خست

برگرفتش به چنگ و رفت چو باد

مرغ بیچاره از پی اش افتاد

گربه از پیش و مرغ از دنبال

ناله ها کرد زد بسی پر و بال

لیک چون گربه جوجه را بربود

ناله مادرش ندارد سود

   آی طلفکی جوجه  طفلکی مامان جوجه

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :