تاثیر بازی بر رشد شناختی کودکان

تاثیر بازی بر رشد شناختی کودکان

گفتنی است تأثیر بازی در پویایی ذهن، شادابی و سلامت در بزرگسالان گزارش شده است. روانشناسان معتقدند، خانواده هایی که فرزندان خود را از انجام بازی محروم می کنند یا امکانات را در ...

تاثیر بازی بر رشد شناختی کودکان

تاثیر بازی بر رشد شناختی کودکان

در آموزش و پرورش خردسالان تا چه اندازه بايد کار و تا چه اندازه بازي را در نظر گرفت؟تا جه اندازه فعاليتهاي هدف مدار (که کودک آن به طور خود انگيخته برنمي گزيند بلکه بزرگسال  آن را تعيين ميکند) بايد در اين فرايند گنجانده شوند؟دربارهي هدف بازي در پيوستار بازي - کار،موسسه ملي آموزش و پرورش کودکان خردسال توصيه ميکند که کودکان بايد اجازه تعيين سمت و سوي بازيهاي خود را داشته باشند و اينکه هنگامي "احساس موفقيت بيشتري ميکنند که کاري را که خودشاي تعيين کردهاند انجام دهند" و اينکه يادگيري نبايد تحت تاثير "عقايد متداول بزرگسالان در زمين تکميل پيشرفت و شکست قرار گيرد." بنابراين معلم بايد به جاي هدايت بيش از حد،نقش فردي حمايتکننده را ايفا کند.استفاد صرف معلمان از "درسهاي به شدت ساختارمند  و هدايت کردن همهي فعاليتها و تصميمگيري در مورد اينکه کودکان بايد چه کاري را چه موقع انجام دهند"، در عين حال داشتن اين انتظار از کودکان که براي مدتي طولاني به طور منفعلانه به درس گوش کنند يا تکليفهاي قلم- کاغذي انجام دهند،شيوهاي نامتناسب است.
از سوي ديگر ديدگاه موسسهي ملي آموزش و پرورش (NAEYC    )اين است که اگر چه برنامه درسي که بر بازي خودانگيخته تاکيد ميکند و نقش کار را ناديده ميگيرد،  ميتواند در رشد کلي کودکان سودمند باشد، اما چنين برنامهاي از ديدگاه تربيتي از کفايت لازم برخوردار نيست. همچنين استفاده از راهنمايي بزرگسالان که مشخص ميکنند چه چيز براي يادگيري ضروري است و هدفهاي تربيتي خاصي را فراهم ميآورند، لازم است. کودک بدون راهنمايي يا مشارکت معلم شروع به يادگيري نميکند .
حال سوال اين است که آيا بين کار و بازي در زمينههاي آموزشي در کودکي اوليه،نقطهي تعادل مطلوبي وجود دارد ؟ جوان گودمن(1994)از دانشگاه پنسيلوانيا  بر اين باور است که معلمان و روانشناسان در اغلب موارد از راه اعمال نوعي تمايز اين يا آن بين کار و بازي،خود را محدود ميسازند.بنابر استدلال وي،بازي ممکن است با کار متفاوت باشد،اما با آن در تضاد مستقيم هم نيست.به طور قطع،فعاليتهايي وجود دارند که صرفا به کار مربوط ميشوند،مانند هنگامي که کودک در کلاس درس مشغول انجام يک تکليف رياضي خسته کننده و ناخوشايند است و نميتواند تا تمام شدن آن صبر کند.همچنين بازي محض نيز وجود دارد،نظير موقعي که کودک در ساحل دريا به جست و خيز در مقابل امواج ميپردازد.با اين حال در حدفاصل بين اين دو،نوعي فعاليت وجود دارد که گودمن آن را بازي- کار مينامد.براي مثال کودکي که با نظارت و ترغيب معلم براي ساختن چيزي با استفاده از قطعه هاي خانهسازي تلاش ميکند، مشغول فعاليتي هدفمدار است که گاهي ميتواند ناکامي نيز به بار آورد.اما در عين حال،کودک به طور کامل مجذوب و خودانگيخته است اينجا همان جايي است که گودمن به عنوان نقطهي مياني بازي در نظر ميگيرد و بهترين آموزش در آن رخ ميدهد. کودک از خود فعاليت لذت ميبرد و آن را کار خودش فرض ميکند نه معلم. به هر حال معلم مهارتهاي زيربنايي ضروري براي حل مساله را فراهم ميآورد، مسائل خاصي را که مناسب تراز سايرين است مشخص ميسازد و در طول فرايند حل مساله به طور مستمر حمايت و تشويق ابراز ميکند.
معجزه تاثیر بازی در رشد ذهنی کودک
سایت کودکان ما به نقل از روزنامه ایران:معجزه ای برای رشد ذهنی کودک نقش بازی در زمینه رشد شناختی کودک، نخستین بار توسط روانشناسی به نام «پیاژه» مطرح شد. مطابق با نظر این روانشناس، بازی زمینه ساز رشد شناختی کودک و پیش نیازی برای کسب مهارت های مختلف در زندگی محسوب می شود. 
در واقع، کودک از طریق محرک های محیطی و اسباب بازی ها، برای پاسخ به پرسش های ذهن و ارضای کنجکاوی های خود استفاده می کند. 
روانشناسان معتقدند، کودکان از طریق بازی می توانند بدون دخالت دیگران، تجربه بیاموزند و بهترین روش ها را برای رسیدن به هدف کسب کنند.
برای نمونه، کودکان در بازی پرتاب توپ در اثر تمرین و تکرار و انجام آزمون های مختلف ، مناسب ترین و کوتاه ترین راه را برای پرتاب یا رسیدن به توپ انتخاب می کنند. بطور کلی بازی، رشد هوشی کودکان را تسریع می کند.
مطابق با تحقیقات، افرادی که در دوران کودکی اسباب بازی نداشته یا از انجام بازی های فکری و پیشرفته محروم بوده اند، پس از ورود به مدرسه در زمینه آموزشی و تحصیلی با مشکل روبه رو شده اند و کودکانی که از لحاظ دسترسی به محرک های محیطی آزاد بوده و فعالیت های جسمی و ذهنی بیشتری در مقایسه با دیگر کودکان داشته اند، از توانایی های ذهنی و اجتماعی بیشتری برخوردار بوده و به راحتی قادر به یادگیری مهارت های مختلف شده اند. 
اسباب بازی های مناسب به کودکان کمک می کند تا رفتارهای اجتماعی مطلوب را بیاموزند. در بازی های اکتشافی، مانند قایم باشک یا پازل، کودک راه های مختلف را امتحان کرده و بهترین گزینه را انتخاب می کند. اینگونه بازی ها، توانمندی های ذهنی کودک را افزایش داده و روش های حل مسئله را به او آموزش می دهد. بازی های سازنده مانند خانه سازی با مکعب های کوچک، مهارت های عملی و روش های کاربردی و استفاده از اشیا را به کودک آموزش می دهد. بازی های گروهی که اغلب کودکان نقش های بزرگترها را به عهده می گیرند، بهترین روش برای افزایش مهارت های اجتماعی کودک است.
امروز، بازی درمانی، یکی از شیوه های درمان بیماری های غیرفیزیکی، اختلالات یادگیری و نارسایی های فکری است و روانشناسان، نتایج رضایت بخشی را از این شیوه درمانی بدست آورده اند. گفتنی است تأثیر بازی در پویایی ذهن، شادابی و سلامت در بزرگسالان گزارش شده است. روانشناسان معتقدند، خانواده هایی که فرزندان خود را از انجام بازی محروم می کنند یا امکانات را در اختیار آنها قرار نمی دهند، صدمات جبران ناپذیری را در زمینه رشد و کسب مهارت های لازم به آنها وارد می کنند.
تحقیقات نشان می دهد، بازی هایی از قبیل خاک بازی یا شن بازی، در صورتی که تحت نظارت و کنترل والدین انجام گیرد، در تخلیه انرژی و پویایی ذهن کودکان نقش مؤثری دارد. 
توصیه می شود، والدین حتی الامکان از دخالت در بازی های کودکانه خودداری کنند و در صورت انجام بازی های خطرناک و تهدیدآمیز برای سلامتی، با ذکر علت، کودکان را از انجام آن منع کنند. همچنین، برخی از والدین، دختر بچه ها را تشویق به انجام بازی های پسرانه و بالعکس می کنند که این عمل از لحاظ روانشناسی، مانع از رشد فکری و شناختی کودک می شود.
«بازی شغل کودک است» همه روانشناسان معتقدند کودکان به بازی نیاز دارند و هر عاملی که باعث شود کودک کمتر بازی کند، باید از زندگی او حذف شود.
ورزش های فردی یا گروهی، بازی های کامپیوتری و ویدئویی و یا حتی بازی های فکری، نباید جایگزین بازی های متداول مانند: قایم باشک، بگرد و پیدا کن و یا حتی بازی با ماشین و عروسک ها شود.
هیچ کس منکر تأثیر قابل توجه بازی های فکری بر رشد ذهن و استعدادهای کودک نیست، اما امروزه اکثر کودکان «بیش از حد» به چنین بازی هایی می پردازند، تا جایی که دچار بی علاقگی به بازی های حرکتی شده و تمایل به کم تحرکی پیدا می کنند. به نظر می رسد هر چیزی که کودک را به سمت سکوت سوق دهد، برای او خیلی مناسب نیست.
کودک حتی از ساده ترین بازی ها لذت می برد مثلاً زمانی که او روی یک صندلی می نشیند و یک قاشق را بارها روی زمین پرت می کند، ذهن او فعال تر می شود، چون سؤال هایی از این قبیل در ذهن او نقش می بندد: «مامان قاشق را دوباره به من می دهد»، «اگر قاشق را به سوی دیگری بیندازم، چه می شود»، «آیا هر بار افتادن قاشق یک صدا دارد !»
بد نیست بدانید کودکان به محض این که از چند روزگی، نسبت به محیط اطرافشان آگاه می شوند، نحوه حرکت و کارکرد هر شیء، برای آنها جالب می شود و قادر خواهند بود، مدت ها با اشیا سرگرم شوند و از طریق همین سرگرم شدن است که مهارت های اجتماعی را تمرین کرده و تفکر خلاق را می آموزند و از کشفیات خود لذت می برند.دکتر دیوید الکانید، روان پزشک معتقد است: بازی های بی تحرک مطلقاً تأثیر خوبی بر رشد ذهنی کودک ندارند. این قبیل بازی ها فقط باعث بروز بلوغ زودرس می شوند. 
به علاوه اختصاص مدت زمان کم برای بازی کودک، از طرف والدین او تنها باعث ایجاد استرس، اضطراب و در نهایت افسردگی در وی می گردد. در عین حال باید به این نکته توجه داشت در نظر والدین، بازی نباید مبدل به یک «باید» برای کودک شود و ساعتی خاص به آن اختصاص یابد.کودک بازی می کند و از این کار لذت می برد زیرا چنین تفریحاتی برای او حالت خودانگیخته دارد، نه این که مانند یک تکلیف از پیش تعیین شده، انجام آن برای او از قبل مقرر شده باشد.تنها نقش مؤثری که والدین می توانند در مورد بازی کودک ایفا کنند، تشویق او و فراهم آوردن امکانات بازی، در حد مقدور است. باقی را باید به عهده خود او گذاشت.
● کودکان چگونه بازی می کنند
▪ نوزادان (از زمان تولد تا ۱۲ ماهگی)
لگد زدن به یک کاسه سوپ و یا گاز زدن یک اسباب بازی، شاید در نظر والدین به نظر یک نوع بازی نباشد، اما برای یک نوزاد فعالیتی شاد ی آور و حتی ضروری است. زمانی که او بازی می کند ذهن وی شروع به سازماندهی اطلاعات و درک مفاهیم ضروری کرده و می آموزد که کنترل بیشتری بر حرکات و محیط اطرافش داشته باشد.
▪ کودکان نوپا (یک تا سه سال)
دکتر الکانید معتقد است کودکان بین دو تا شش سال، بیشترین چیزها را از بازی هایی که خودشان پیدا کرده باشند، می آموزند. در واقع افزایش حس کنجکاوی و رشد توانایی های حرکتی کودک به این معناست که دنیایی برای اکتشاف در مقابل او قرار دارد؛ از کابینت های آشپزخانه گرفته تا مورچه هایی که در باغ رژه می روند!فراموش نکنید کودک در این سن مطلقاً نباید محدود شود، خصوصاً از لحاظ حرکتی و همچنین نباید کشفیات او را بی اهمیت تلقی کرد. زیرا این کار تأثیر نامطلوبی بر ذهن ناخودآگاه او می گذارد.
▪ کودکان پیش دبستانی (سه تا پنج سال)
کودک در این سنین مهارت های کلامی خوبی پیدا کرده و مبدل به یک قصه گوی کوچک می شود. از این به بعد بازی های او با کلام نیز همراه می شوند و وی می آموزد تا برای هم بازی اش - از گربه حیاط گرفته تا کودک همسایه و حتی والدین - نقشی تعریف کند.
کودک در این سن کم کم مفاهیم پیچیده ای مانند: زمان و ارتباط بین اشیا و افراد را درک می کند. بازی های او نیز بیشتر به زندگی عادی شبیه می شود.
▪ کودک در سنین مدرسه (پنج سال به بالا)
بزرگترین مشغولیت کودک در این سنین دوستانش هستند، خصوصاً آنهایی که علایق مشترکی با او دارند. همچنین در این طیف سن، مطرح کردن خود نیز در میان همسالان اهمیت خاصی پیدا می کند. در این مرحله قوانین واقعی در بازی های او جایگاه پیدا می کنند و همزادپنداری کودک با شخصیت های مهم زندگی اش بیشتر می شود.
مونا کربلایی 
منبع : روزنامه ایران

نظرات بییندگان :