بنفشه و شاپرک - احمد میرزاده

شعرهای زیبای کودکانه - گلچینی از بهترین شعرهای بچه گانه - اشعار بسیار زیبای کودکان در سایت کودکان ما

بنفشه و شاپرک

بنفشه ای دیدم

که توی صحرا بود

چه خوب می خندید

چقدر زیبا بود

به سوی او رفتم

بنفشه را چیدم

بنفشه غمگین شد

و من نفهمیدم

به او چنین گفتم

بنفشه زیبا

بخند چون دیگر

تو نیستی تنها

بنفشه خوبم

به من نگاهی کرد

غم دلش را او

به روی لب آورد

چرا جدا کردی

ز خانه ام من را؟

دوباره برگردان

مرا به آن صحرا

مگر نمی دانی

که شاپرک ابجاست

بدون من الان

چقدر او تنهاست

ز حال من او را

تو باخبر گردان

مرا به آن صحرا

دوباره برگردان

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :