امام محمد باقر (ع) و مرد مسيحى - از سری داستانهای آموزنده کتاب داستان راستان

 امام محمد باقر (ع)  و مرد مسيحى - از سری داستانهای آموزنده کتاب داستان راستان

امام بدون آنكه از خود ناراحتى نشان بدهد و اظهار عصبانيت كند، با كمال سادگى گفت :((نه ، من بقر نيستم من باقرم )). مسيحى : تو پسر زنى هستى كه آشپز بود

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

امام باقر، محمد بن على بن الحسين عليه السلام لقبش ((باقر)) است . باقر يعنى شكافنده . به آن حضرت ((باقرالعلوم )) مى گفتند، يعنى شكافنده دانشها.
مردى مسيحى ، به صورت سخريه و استهزا، كلمه ((باقر)) تصحيف كرد به كلمه ((بقر)) يعنى گاو به آن حضرت گفت :((اَنْتَ بَقَرٌ؛ يعنى تو گاوى !!)).
امام بدون آنكه از خود ناراحتى نشان بدهد و اظهار عصبانيت كند، با كمال سادگى گفت :((نه ، من بقر نيستم من باقرم )).
مسيحى : تو پسر زنى هستى كه آشپز بود.
((شغلش اين بود، عار و ننگى محسوب نمى شود)).
مادرت سياه و بى شرم و بدزبان بود.
((اگر اين نسبتها كه به مادرم مى دهى راست است ، خداوند او را بيامرزد و از گناهش بگذرد و اگر دروغ است ، از گناه تو بگذرد كه دروغ و افترا بستى )).
مشاهده اين همه حلم ، از مردى كه قادر بود همه گونه موجبات آزارد يك مرد خارج از دين اسلام را فراهم آورد، كافى بود كه انقلابى در روحيه مرد مسيحى ايجاد نمايد و او را به سوى اسلام بكشاند.
مرد مسيحى بعدا مسلمان شد(11)

 

مهدکودک  داستان راستان  قصص قرآنی   داستان مذهبی  سرگذشت  ماجرا  داستان کوتاه  داستان های کوتاه  داستان کودکانه کوتاه  داستان کودکانه با تصویر  داستان کودکانه  قصه شب   قصه کودکان  قصه کودکانه  شعر کودک  شعرکودکانه  ترانه کودکانه  داستان کودکانه  کودکان  بچه گانه  کودک  کودکی  بچه  لالایی  متن شعر  شعر زیبا  اشعار کودکانه  اشعار زیبا

 

نظرات بییندگان :