اشک های بابا بزرگ

شعرهای زیبای کودکانه - گلچینی از بهترین شعرهای بچه گانه - اشعار بسیار زیبای کودکان در سایت کودکان ما

اشک های بابا بزرگ

بابا بزرگ قرآن را از توی تاقچه برداشت. روی تشک نشست و بر متکاهایش تکیه داد. اول سوره یس را خواند . بعد سوره الحمن را خواند. بعد قرآن را تاکرد و بوسید و از جای بلند شد. قرآن را سرجایش گذاشت و جلوی عکس بزرک بابا ایستاد و یک چیزهائی زیر لب زمزمه کرد. بعد برگشت که سر جایش بنشیند. من اشک هایش را که از چشمانش مثل سیل سرازیر بود دیدم. من هم گریه ام گرفت .

من هم برای بابام گریه کردم و هم برای بابا بزرگم. اگر او هم پر بکشد و به آسمان پرواز کند ، آن وقت چه می شود؟...........

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :